کسانی که مذاکرات مجلس ششم را پی گرفته اند، احتمالاً بیاد دارند که پس از معرفی کابینه دوم جناب آقای خاتمی رئیس جمهور محترم وقت، به رغم انتساب اینجانب به اردوگاه اصلاحات و اکثریت آن مجلس، بدلیل شناختی که نسبت به وزرای پیشنهادی داشتم با ادبیات نسبتاً تند و گزنده ولیکن مشفقانه و مشحون از صداقت، طی نطقی به مخالفت با ترکیب کابینه معرفی شده پرداخته و به رئیس جمهور محترم هشدار دادم که باتوجه به پیشینه و عملکرد بعضی از وزرای پیشنهادی در رسیدن به مقصد و مقصود اصلاحات مورد نظر مردم، ناکام خواهند ماند. متأسفانه نتایج انتخابات شوراها، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری درستی پیشبینی آنروز بنده را ثابت کرد.
پس از معرفی کابینه نهم به مجلس چه بسا خیلی ها انتظار داشتند که اینبار نیز همچون گذشته و شاید گزنده تر از نطق آنروز دوباره به مخالفت با کابینه آقای احمدی نژاد بپردازم. اما از یکسو گمنام و ناشناخته بودن وزرای پیشنهادی و عملکرد آنها و اعتقاد بر اینکه هیچکس از مادر، رئیس جمهور و وزیر و وکیل متولد نشده و نخواهد شد و از سوی دیگر رویکرد فساد ستیز و ساده زیستی و عدالتخواهانه شعارهای دولت نهم، مرا برآن داشت که مدتی سکوت اختیار کرده و نظاره گر اعمال و رفتار دولت جدید باشم. اکنون با گذشت بیش از چهارماه از تشکیل این دولت و آشکارشدن بعضی از آثار و پیامدهای ناشی از آن و بویژه تحریکات و تحرکاتی که اخیراً علیه مجلس صورت گرفته است لازم است به چند نکته اشاره نمایم:
1 ـ میگویند «درمیان آمال و آرزوهای بی پایان بشر، هوس قدرت از همه نیرومندتر است» شاید بههمین سبب برتراند راسل فیلسوف معاصر نیز نتیجه می گیرد که «قدرت همراه با عظمت، برترین آرزوی نوع بشر است». در فرهنگ سیاسی نیز از قدرت بعنوان اصلی ترین شرط موجودیت دولت ـ کشور یاد میشود. بنحویکه «دولت ـ کشور را سازمانی واجد قدرت هنجاری» بیان کرده اند. به این اعتبار گاهی ممکن است که بلندی قامت و قدرت بدنی یک فرد، عامل تکوین شخصیت و مبنای قدرت او شود و گاهی نیز اشخاصی نظیر ناپلئون که دارای جثه بسیار کوچکی بوده اند به روشهای دیگری متوسل شوند که سایرین از آن بی نیازند. برخی نیز برای جلب نظرات دیگران به شخصیت خود ممکن است مانند «ژاندارک» وا نمود نمایند که با یک منبع قدرت خارج از دسترس بشر رابطه دارند تا از این طریق برای خود نفوذ و شخصیت برتر کسب نمایند.
بعنوان مثال در رژیم سابق که مجموعه اقتدار سیاسی به شاه تعلق داشت و او بدلایل موروثی همه قدرت خود را به خداوند و مشیت الهی نسبت میداد، لاجرم برای مشروعیت بخشیدن هرچه بیشتر به قدرت خود و اقناع مردم به موازات بهر ه گیری از منابع و ابزارهای ارعاب، به اشاعه خرافات نیز مبادرت می ورزید و با استخدام آخوندهای درباری آنها را وادار میکرد تا در منابر و معابد برای شاه اسلام پناه دعا کرده و از عدالت و عدالتخواهی او و اینکه کمربسته و نظرکرده از سوی خدا و پیامبر و ائمه اطهارند، سخن بگویند. دیری نپایید که با خلاصه شدن قدرت در شاه و بسیج همه امکانات برای توجیه و مشروعیت بخشیدن به این قدرت، با فساد و استبداد و جهل آمیخته شد و عاقبت، اسباب فروپاشی سلطنت او را فراهم ساخت.
به این اعتبار گرچه متعاقب نوزایی جامعه در سال 1357 و انتقال حاکمیت مطلق از شخص به نهاد و از شاه به ملت، تفکرات شهریاری جای خود را به کلیتی بنام ملت داد و حاکمیت مطلق به حاکمیت ملی مبدل گردید و قدرت نامحدود، تجزیه و میان قوای حاکم و دستگاههای حکومتی ناشی از اراده مردم توزیع شد، لیکن در صورت غفلت، بازگشت بهمان مناسبات قبل از انقلاب امری غیرقابل اجتناب است.
متأسفانه اشتیاق بیش از حد آقای احمدینژاد در توسل به روشهای پوپولیستی و اصرار مفرط به توسعه و انعکاس برنامه های تبلیغاتی اش و تقدس بخشیدن به خود و رفتارهایش و آسمانی جلوه دادن مسائل زمینی مربوط به خود می تواند شائبه تلاش رئیس جمهور محترم و بعضی از اطرافیانش را در توسل به یک منبع کاذب قدرت بمنظور کسب شهرت و شخصیت برتر را بیش از پیش تقویت کند. بعنوان مثال با وصف اینکه مقامات دولتی خود اعلام مینمایند که در سالجاری با (8) هزار و (500) میلیارد تومان کسری بودجه مواجه بوده و قادر به اجرای پروژه های عمرانی کارشناسی شده و اولویتهای قانونی مصوب مجلس نیستند، ایجاد تعهدات جدید در سفرهای استانی بدون درنظر گرفتن اولویتها و مشخص شدن منابع، میتواند پاسخی احساسی به نیازهای احساسی مردم و اقدامی درجهت تقویت خود بجای تقویت نظام و به قیمت خدشه به مناسبات قانونی و مشارکتی ناشی از حاکمیت ملی و نقض اصول (48)، (52) و (55) قانون اساسی و نیز مفاد جزء (3) بند «ج» ماده (10) و مواد (31) و (32) قانون برنامه چهارم توسعه و تبصره (2) قانون بودجه سال (84) بشمار آید.
2 ـ جواهرالاخلاق میگوید: «قوت و قدرتی که از اندیشه درست و حسن تدبیر برآید از هیچ شجاع یگانه و دلیر فرزانهای نیاید» و کنفوسیوس نیز براین نکته تأکید میکند: «کسی که دوربین نباشد گرفتار خطاهای نزدیک میشود» دوربینی کلید پیش بینی و پیشگیری است. درواقع اغلب بزرگان، مآل اندیشی را از خصلتهای فرزانگان معرفی میکنند. براین اساس در شرایطی که سیاست خارجی کشور بیش از یک دهه معطوف به خروج از انزوای بین المللی و جایگزینی مذاکره بجای مقابله بوده است و در طول این مدت دیپلماسی کشور کم و بیش در جستجوی یافتن روشهایی برای تبدیل تهدیدها به فرصتها و پیشگیری از مبدل شدن فرصت به تهدید بوده است و مهمتر از همه در وضعیتی که جهت استیفاء حقوق هسته ای خود، دروازه های کشور را به قیمت زیرپا نهادن اصل حاکمیت ملی به روی بیگانگان گشوده ایم تا به دنیا مراتب صلح طلبی خود را ثابت نماییم و در شرایطی که علیرغم نشان دادن (27) سال حسن نیت به کشورهای عرب منطقه همچنان شاهد موضعگیریهای خصمانه بعضی از آنها علیه ایران میباشیم آیا اتخاذ مواضعی که دستاورد عمده آن بشرح زیر بوده است میتواند دلیلی بر دوراندیشی و تأمین کننده مصالح ملی محسوب شود؟
ـ سرازیر شدن سرمایه های هنگفت یهودیان و صهیونیستهای نقاط مختلف دنیا بسوی اسرائیل برای تقویت این رژیم و در اولویت قرارگرفتن مسأله امنیت اسرائیل و دفاع نظامی در نزد مردم این کشور
ـ محکومیت های مکرر دولت جمهوری اسلامی توسط دولتها، سازمانها و مجامع مختلف.
ـ تقویت طرفداران سختگیری علیه ایران.
ـ احضار سفرای جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف.
ـ بلوکه شدن صدها میلیون دلار داراییهای ایران در ایتالیا.
ـ لغو سخنرانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در دومای روسیه.
ـ جنگ طلب معرفی شدن ایران در نزد افکار عمومی و پیامدهای مشابه دیگر.
3 ـ متعاقب سخنان آیت الله مصباح یزدی در همایش هماهنگی و همدلی نیروهای انقلاب در موضوع انتخابات خبرگان رهبری مبنی بر اینکه «من و شما برای کمک به احمدی نژاد باید دقت کنیم تا عده ای در اوضاع مملکت خلل ایجاد نکنند» اخیراً شاهد تحرکاتی علیه مجلس بودیم. از طرفی دیدارهای نامتعارف رئیس محترم جمهور و اعضاء دولت با آیت الله مصباح یزدی این شائبه را تقویت میکند که دولت از طریق ایشان تغذیه تئوریک شده و رهنمودها و قرائت وی از اسلام را نصب العین امور خود قرار میدهند. نظر به اینکه در نظام سیاسی ایران قوای حاکم عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قضاییه که زیرنظر ولی فقیه و مقام رهبری انجام وظیفه میکنند و دولت در انجام وظایف قانونی خود تابع روابط و مناسبات مذکور در قانون اساسی است و در همین راستا ناگزیر به تمکین از رهنمودهای مقام رهبری و مجلس شورای اسلامی است از اینرو هرگونه دخالت احتمالی شخصیتهایی نظیر آقای مصباح در شؤونات کشورداری، آنهم هم عرض با رهبری فاقد وجاهت قانونی و منطقی است. قرائت آیت الله مصباح یزدی از اسلام که آثار نامیمون آن در نفی جمهوریت توسط یکی از شاگردانش ظهور و بروز یافته و اشتیاق ایشان به تأسی از مرحوم نواب صفوی در امر کشورداری و نیز تشکیل گردانهای استشهادی منسوب به وی حساسیت این قبیل مناسبات نامتعارف را دو چندان میکند. اکنون باتوجه به مراتب فوق الذکر به دولت جدید نیز خاضعانه اعلام میکنم که درصورت تداوم مناسبات اشاره شده و روند جاری، کشور در آینده نه چندان دور با بحرانهای جدی مواجه خواهد شد. از اینرو بر دولت لازم است که بجای پرداختن به فروع و امور سطحی و عامه پسند در پرتو نظارت عالیه مجلس و تمکین از قوانین موضوعه اهتمام خود را صرف اصول و امور بنیادی و اصلاح ساختارهای اقتصادی بشرح مقرر در قانون اساسی نماید.
«و عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون».
تاریخ ایراد نطق : جلسه175 تاریخ 84/10/11