پیش از انقلاب همزمان با یکی از سفرهای محمد رضا شاه و همسرش به تبریز ،میهمان یکی از خویشاوندانم بودم که منزلشان در نصف راه واقع شده بود. آنروز قرار بود که شاه و کاروان همراهش از مسیر نصف راه به سمت مرکز شهر و استانداری عبور نمایند. از روستاهای اطراف جمعیت زیادی را با اتوبوس به شهر آورده و بدست هریک از آنها نیز پرچم سه رنگ شیر و خورشید داده بودند تا در مسیر عبور شاه از این خیابان از او استقبال کنند. با دیدن این جمعیت دیگران نیز کنجاو می شدند و بدون آنکه خود بخواهند به صف مستقبلین می پیوستند تا بالاترین مقام کشور را از نزدیک ببیند. فامیلی که آنروز میزبانی مرا برعهده داشت و اتفاقا کمی هم تحت تاثیر بدگوئی های من وانمود می کردند که نسبت به شاه و سیاست هایش دل چرکین هستند ،از جمله کسانی بودند که ولع شدیدی برای پیوستن به جمعیت حاضر در خیابان مجاور منزلشان از خود نشان می دادند و با وجود اینکه خیلی تلاش کردم تا هنگام عبور کاروان شاه مانع از حضور آنها در خیابان شوم اما موفق نشدم و حس کنجکاوی آنها برای مشاهده شاه و شهبانو بر تقاضای من فائق آمد و به هر قیمتی که بود مرا در خانه خود تنها گذاشته و به جمع مستقبلین پیوستند تا شاه و شهبانو را از نزدیک ببینند و پس از بازگشت به خانه می گفتند ازدحام جمعیت در خیابان بحدی بود که موفق به دیدن فرح نشده اند!
شکی ندارم که شاه و شهبانو هم با دیدن جمعیتی که اینچنین باستقبالشان آمده بودند بوجد آمده و سر از پا نمی شناختند و آنرا به حساب رضایتمندی مردم از خود گذاشته و تصور می کردند که مردم شیفته آنها هستند، اما یکی دو سالی بیشتر طول نکشید که از همین تبریز نهضتی آغاز شد و دودمان شاه و طومار سلطنت را در هم پیچید و جالب اینجاست که همین فامیلم هایم نیز از جمله کسانی بودند که در خیابان های تبریز به صف ‘مرگ بر شاه’ گویان پیوستند!
دومین سفر استانی تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز و نمایش و سازمان دهی به عمل آمده برای استقبال از او و هیات همراهش ،ناخود آگاه مرا بیاد سفر آنروز شاه به تبریز و بهره برداری های تبلیغاتی پس از آن انداخت .
عباراتی نظیر: " ازدحام شديد جمعیت، استقبال گرم مردم تبريز ،ابراز احساسات هزاران نفر ، استقبال کم نظیر مردمی ،حضور چشمگیر اقشار مردم ، ازدحام بیش از حد جمعیت ، جمعیت 50 هزار نفری حاضر در ورزشگاه ، ازدحام استقبال کنندگان ، اغلب خيابان هاي منتهي به ورزشگاه تختي با ترافيك شديد مردمي مواجه بود ،حضور پرشمار مردم ، حضور حماسی مردم تبریز در استقبال از هیات دولت ، ورزشگاه "تختی" تبریز مملو از مشتاقان ديدار با رييس جمهوري است.استقبال مردم تبريز از رئيس جمهوري به حدي بود که بسياري از آنان مجبور به تجمع در پشت درهاي ورودي ورزشگاه شدند " که بنوعی تکرار همان تبلیغات اغراق آمیز گذشته است ،کم و بیش مهمترین و برجسته ترین ترجیع بند و پیام نسبتا مشترک اخبار رسانه های دولتی و نیمه دولتی بود که در رابطه با دومین سفر استانی دکتر احمدی نژاد به تبریز ،به خورد مخاطبینشان داده شد.
به موازات انتقال این قبیل پیام های نوشتاری و گفتاری ،صدا و سیما نیز طبق معمول در کنار عکاسان خبرگزاری های دولتی بکمک دوربین های پیشرفته و لنزهاي تله و وايد در پرسپکتيو صحنه، جمعیت پراکنده شرکت کننده در مراسم استقبال از هیات دولت را که در خیابان ها و پیاده رو های باریک مسیر عبور کاروان هیات دولت مجموعا از 15- 20 هزار نفر تجاوز نمی کرد را چنان اغراق آمیز و بیش از واقعیت و بصورت فشرده و انبوه نشان داد که رئیس جمهور را نیز به اشتباه انداخته و در جلسه استانی هیات دولت اظهار داشت: "دیروز دریای انسان های مومن و شجاع به بهانه استقبال از خادمان خود به صحنه آمده بودند"! جالب است بدانیم که همین رسانه ها و مسئولین تظاهرات دهها هزار نفری مردم و خصوصا جوانان تبریزی در اول خرداد 1385 را که از دانشگاه تبریز تا اواسط خیابان امام ادامه داشت را تظاهرات چند صد نفره عده ای اوباش که از بیگانگان خط گرفته اند وانمود می کردند!
گرچه میهمان دوستی ، حقشناسی و قدرشناسی مردم نسبت به زحمتکشان و خدمتگزاران واقعی خود جزء عناصر غیر قابل تفکیک فرهنگ ایرانی و آذربایجانی است و عملی نیکو و مستحسن محسوب می شود و حضرت محمد(ص) می فرماید: "کسیکه سپاس مخلوق را در برابر کار نیکش نگوید از عهده سپاس خالق بر نیاید" اما این قدرشناسی باید مستحق و موجه و توام با دلیل باشد. مردم تبریز در دور اول سفر رئیس جمهور به شهرشان نشان دادند که احمدی نژاد از چنین استحقاقی برخوردار نیست. حال در شرایطی که سیاست های نادرست این دولت و شخص احمدی نژاد امان از روزگار مردم بریده و عرصه را بر مردم تنگ کرده و در عرصه های گوناگون تنگناهای فراوانی را برای آنان ایجاد کرده است ،چه اتفاق جدیدی رخ داده است که مردم تبریز در پایان عمر دولت احمدی نژاد این چنین مشتاق دیدار یار شده اند!!
چرا دوسال قبل که نخستین سفر استانی رئیس جمهور به تبریز صورت گرفت ،احمدی نژاد با سردترین استقبال مردم این شهرستان مواجه شد و علیرغم تبلیغات و تدارکات گسترده به عمل آمده و گسیل نیروهای بسیج ادارات و پایگاه ها و سایر نیروهای تشریفاتی ،در هنگام استقبال از رئیس جمهور حتی نیمی از استادیوم 20 هزار نفری تختی نیز پر نشد!
واقعیت این است که تقریبا از یکماه قبل دست اندرکاران دولتی همه تلاش خود را صرف این کرده بودند تا به هر قیمت ممکن حداقل 50 هزار نفر از مردم را در مسیر حرکت اتومبیل حامل رئیس جمهور قرار دهند.
برای همین منظور طبق گزارش رسا نیوز و سایر منابع موثق ،از سوي ارگان هاي دولتي و شهرداري تبريز 50 هزار پرچم، هزار متر بنر و 5 هزار تراكت در استقبال از رئيس جمهور چاپ و توزیع شده بود.(1)
ماه گذشته که در تبریز حضور داشتم بنرهای تبلیغاتی برای سفر رئیس جمهور به در و دیوار نصب شده بود. مناطق مختلف آموزش و پرورش با برگزاری جلسات مختلف از مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش با اصرار می خواستند که به هر نحو ممکن ،عدم استقبال مردم در نخستین دور سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز را جبران کنند. مسئولیت دو یا سه ناحیه از نواحی پنجگانه آموزش و پرورش تبریز معطوف به بسیج دانش آموزان برای استقبال خیابانی از رئیس جمهور و دو ناحیه دیگر حضور در ورزشگاه تختی شده بود.
طبق گزارشات موثق برخی از پایگاه های بسیج ماموریت یافته بودند تا از اطراف و اکناف شهر تبریز تا آنجا که می توانند مردم را در مسیر عبور کاروان همراه رئیس جمهور قرار دهند. بنا برگزارش خبرگزاری رسا که از حامیان دولت است ،بسياري از استقبال كنندگان از شهرهاي مجاور تبريز و نيز روستاهاي اطراف براي استقبال از رئيس جمهور حضور يافته بودند.(2)
برای جلب توجه گروهی از مردم و کشاندن آنها به خیابان ها ،شهرداری تبریز ده ها ايستگاه صلواتي و پذيرايي از مردم در خيابان هاي مركزي شهر و در مسیر تردّد کاروان هیات دولت برپا کرده بود.(3)
صدا و سیمای تبریز از مدتها قبل از سفر احمدی نژاد به تبریز ،در یک تبلیغات بسیار وسیع مردم را به استقبال از رئیس جمهور تشویق می کرد.
مسير 17 كيلومتري حركت رئيس جمهور از فرودگاه تبريز تا ورزشگاه تختي توسط دستگاه های دولتی و شهرداری آذين بندي شده بود.
در روز ورود هیات دولت به تبریز ،اغلب مدارس و دبیرستان های تبریز و خصوصا مدارس و دبیرستان های مجاور استادیوم تختی و مسیر حرکت کاروان هیات دولت تعطیل شده بود. حدود 2000 نفر را در اطراف فرودگاه گردآورده بودند.
با این وصف و علیرغم تبلیغات گسترده دو ضلع استادیوم 20 هزار نفری تختی و بسیاری از جایگاه ها خالی بود. خبرگزاری رسا در توجیه حضور کمرنگ مردم تبریز در استادیوم تختی می نویسد: ‘تاخير دو ساعته سخنراني رئيس جمهور در جمع مردم تبريز باعث برهم خوردن نظم ورزشگاه و پراکنده شدن برخي از جايگاه ها شد.’ (4)
اگر از این نمایش های تبلیغاتی صرفنظر نمائیم ،مصوبات دولت نیز بنوبه خود در خور توجه و قابل نقد و بررسی است؛
واقعیت این است که مصوبات سفرهای استانی هیات دولت ،اقدامی پوپولیستی و غیر اخلاقی برای شخصی جلوه دادن تلاش و تصمیمات جمعی قوای سه گانه و جایزه و عطیه وانمود کردن وظایف حاکمیتی و سهم مناطق مختلف از درآمدهای ملی با هدف بهره برداری های شخصی و تبلیغاتی است که اگر در جوامع توسعه یافته چنین روشی(تبلیغ شخصی با بودجه عمومی) اتخاذ شود ،چه بسا مرتکب به عنوان قانون شکنی و سوء استفاده از بودجه عمومی برای انجام تبلیغات انتخاباتی تحت تعقیب قرار گیرد.
احمدی نژاد در این سفر نیز مدعی شد که از میان ٢هزار و ٥١٠ پروژه تصويب شده در دور اول سفر هیات دولت به استان آذربایجانشرقی 2 هزار و ٣٧پروژه به مرحله نهايي رسيده است!(مصوبات مذکور در واقع کلیه طرح ها و پروژه های ملی ،استانی سهم آذربایجانشرقی در طول چند سال است که ارتباطی با سفر هیات دولت ندارد و در بودجه های سنواتی منظور می شود) و این در حالی است که پس از گذشت دو سال برخلاف ادعای احمدی نژاد ارزش ریالی پروژه های باجرا در آمده حتی یکسوم ارزش کل مصوبات قبلی هیات دولت نیز نبوده است و همچنانکه اشاره شد کل این مصوبات سهم استان آذربایجانشرقی از بودجه عمومی است و دولت به بهانه سفرهای استانی خود برای عوامفریبی آنرا به سفر استانی خود پیوند زده و بنام خود تمام می کند!
در این دور از سفر استانی هیات دولت به تبریز هم ،رسانه های دولتی خبر دادند که هیات دولت برای شتاب بخشيدن به روند توسعه و آباداني در دور دوم سفرهای استاني خود به استان آذربايجان شرقي بيش از 220 مصوبه داشته است!!
برای آگاهی مردم از ماهیت مصوبات و اینکه احمدی نژاد وانمود می کند که مصوبات استانی در حکم پاداش دولت به منطقه ای است که به آنجا سفر کرده است ،لازم است به چند اصل از اصول قانون اساسی اشاره نمایم تا معلوم شود که مصوبات هیات دولت پدیده جدیدی نیست که بدون سفر قابل تحقق نباشد و در واقع سهم همان استان از درآمد ملی است که به عنوان عطیّه و نتیجه سفر دولت به آن مناطق به خورد ملت داده می شود:
یک- طبق اصل 74 قانون اساسی ،لوایح قانونی پس از تصویب مجلس قابلیت اجرا دارد.
دو- بموجب اصل 53 قانون اساسی همه پرداختهای دستگاه های دولتی در حدود اعتبار مصوب و به موجب قانون انجام می گیرد.
سه- بموجب اصل 52 قانون اساسی ، بودجه سالانه کل کشور از سوی دولت تهیه و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی قابل اجراست. هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.
چهار- طبق اصل 51 قانون اساسی هرگونه معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود.
پنج- مستفاد از اصل 55 قانون اساسی هزینه های هیچ دستگاهی نمی تواند از اعتبارات مصوب تجاوز کند و هر وجهی باید در محل خود به مصرف برسد.
با توجه به محدودیت های قانونی فوق الاشاره ،هیات دولت خارج از چارچوب های تعیین شده در قانون اساسی و سقف بودجه مصوب مجلس و سایر قوانین مصوب اساسا نمی تواند بصورت خودسرانه تصمیم گرفته و یا مازاد برآنچه در قانون آمده است را حاتم بخشی نماید ،بنابراین ؛براساس بررسی های بعمل آمده ماهیت مصوبات سفرهای استانی و مشخصا 220 مصوبه اخیر هیات دولت در استان آذربایجانشرقی و منابع تامین اعتبارات آن را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
- قسمتی از مصوبات ،همان چیزی است که قبلا در قانون بودجه سنوات گذشته و سالجاری به تصویب رسیده است و در واقع سهم استان از درآمدهای ملی و نفتی و درآمد های استانی (بودجه عمومی دولت) محسوب و ارتباطی به سفرهای نمایشی و تبلیغاتی ندارد.
- اعتبار بخشی از مصوبات از محل جابجائی اعتبارات ملی ، استانی و اعتبارات دستگاه های اجرائی سهم قانونی استان می باشد و اعتبار جدیدی را برای استان بارمغان نخواهد آورد.
- بخشی از مصوبات ،تنها نوعی قانونگذاری است و فاقد ارزش اقتصادی می باشد.
- دسته ای از مصوبات تکرار شعارها و وعده های بلاعمل و تحقق نایافته سفر نخست هیات دولت به آذربایجانشرقی است.
بخشی از مصوبات بی پایه و اساس بوده و با هدف بازی دادن افکار عمومی است و فاقد هرگونه ضمانت اجرائی و پشتوانه قانونی است و یقینا تحقق نخواهد یافت.
- قسمتی از مصوبات در تعارض آشکار با قانون اساسی و قوانین موضوعه بوده و مادامیکه قوانین اصلاح نشده قابل اجرا نخواهد بود.
- بخشی از مصوبات ،جز وظایف وزارتخانه ها و دستگاه های مختلف دولتی است که بصورت قانونی باید باجرا درآید.
- بخش دیگری از مصوبات نیز در حکم وعده سرخرمن است و چنانکه تجربه نشان داده پس از سفر به فراموشی سپرده خواهد شد.
اعتبار باقیمانده مصوبات هم از محل اعتبارات استانی تامین می شود و در واقع هیات دولت سطح خود را در حد شورای برنامه ریزی استان و شهرستان ها تنزل داده و با دخالت در کار و تصمیمات این شوراها بجای آنها تصمیم می گیرد تا ایندسته از مصوبات را هم بنام خود تبلیغ کرده و پیشاپیش ترجیحات و اولویت های استانی و شهرستانی را بجای شورای برنامه ریزی استان و شهرستان تعیین نماید!!
اجرای بخشی از مصوبات هم در گرو تصویب مجلس و یا دولت آینده است و از حدود اختیارات دولت کنونی خارج است. عوامفریبانه بودن مصوبات اخیر زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بودجه سال 1387 قبلا به تصویب رسیده و بودجه 1388 هم یکساله بوده و عملیاتی شدن آن درگرو تصویب مجلس است و عمر دولت نهم در سوم تیر 1388 بپایان خواهد رسید و تصمیمات آن برای دولت دیگر الزام آور نیست. به عبارت دیگر تنها آندسته از مصوبات که قابلیت اجرا دارد در واقع سهم استان از بودجه عمومی در سال های آینده است که بدلیل عدم زمانبندی و مشخص نبودن آغاز و پایان اجرای آن ،پیشاپیش سهم استان از بودجه عمومی در سنوات آتی بدون آنکه کار کارشناسی انجام گیرد اولویت بندی شده است!
زیر نویس:
* این گزارش با استناد به اطلاعات گرد آوری شده از سوی خبرنگاران محلی و افراد مورد وثوق در تبریز تهیه شده است.
(1-4)خبرگزاری رسا- 13/09/87
لینک مرتبط:
نمونه ای از سازوکار استقبال مردم از رئیس جمهور مکتبی در سفرهای استانی و ایام تبلیعات ریاست جمهوری!