قتل ناجوانمردانه خانم مروه الشربيني مسلمان مصری تبار مقیم آلمان توسط مردی روسی تبار و ساکن آلمان، باعث جریحه دار شدن احساسات بشر دوستانه آقای احمدی نژاد و حواریون ایشان شده است. به همین سبب علاوه بر تدارک راه پیمائی های اعتراض آمیز علیه این جنایت و صدور بیانیه های رسمی در اعلام انزجار و محکومیت آن از سوی مقامات ایرانی، در همین رابطه رئیس دولت نهم نامه ای هم به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشت که متن آن به شرح زیر است:
"بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي بان كي مون
دبيركل سازمان ملل متحد
قتل بي رحمانه سركار خانم مروه الشربيني قلب انسانها را جريحهدار و ابهامات زيادي در اذهان مردم جهان ايجاد كرده است كه به شمهاي از آن اشاره ميشود:
1- خانم مزبور به نحو قانوني در آلمان اقامت داشته و در حقيقت ميهمان اين كشور بوده است. در همه جاي جهان حتي نزد اقوام بدوي، ميهمان مورد احترام ميزبان بوده و كسي حق تعرض به آنان را نداشته است.
2- براساس رويه معمول حقوقي و اخلاقي در همه نظامات قضايي، امنيت شاكي و متشاكي در طول رسيدگي به شكايات محفوظ است. دستگاه قضايي پناهگاه مظلومان و ستمديدگان است، اما در جريان رسيدگي قضايي، شاكي آن هم در محضر دادگاه مورد حمله قرار مي گيرد و براساس گفته شاهدان ، ضارب فرصت كافي پيدا مي كند تا چندين ضربه چاقو بر پيكر مشاراليها وارد نمايد.
قاضي، دادستان، هيات منصفه و ماموران امنيتي تماشاگر اين صحنه فجيع بوده اند و اقدام بازدارنده كافي انجام نداده اند اين فرضيه به طور جدي مطرح است كه تصميم به جنايت با هماهنگي قبلي بخشي از دستگاه قضايي و نيروهاي امنيتي بوده است به خصوص اينكه وقتي همسر خانم مزبور به دفاع از همسر خود برمي خيزد ضابط قضايي به جاي دفاع از او، وي را هدف قرار داده و مجروح مي كند.
3- خبر جنايت روزها سانسور مي شود، دولت و دستگاه قضايي آلمان سكوت مي كنند، و اين چنين است كه ظلم بزرگتر تاريخي اتفاق مي افتد.
جناب آقاي بان كي مون
بالاتر از قتل فجيع خانم شربيني شكسته شدن حرمت و تقدس امر قضا توسط دستگاه قضايي و امنيتي آلمان است و اين يك امر كم نظير در تاريخ است. اگر حقوق اولي انسانها توسط متوليان امر قضا شكسته شود، آيا هيچ حقوقي پايدار خواهد ماند. مظلومان و ستمديدگان بايد به كجا پناه ببرند؟ آيا غير از اين است كه ستمگران و ظالمان بر مقدرات انسانها مسلط مي شوند و عرض و شرف و جان و مال و امنيت انساني به خطر خواهد افتاد؟
آيا خسارتي بزرگتر از اين مي توان يافت؟
در كنار اين فاجعه بزرگ سوالات زيادي مطرح است از جمله اينكه:
آيا قتل خانم مروه الشربيني نشانه اي از نژاد پرستي افراطي در بخشهاي از دولت و دستگاه قضايي آلمان نيست؟
چرا دولت آلمان در قبال اين جنايت دلخراش اقدام قاطعي انجام نداده است، آيا وقوع اين جنايت و مواضع دولت و دستگاه قضايي آلمان راه را براي جنايتهاي بعدي هموار نخواهد كرد؟
البته از برخي سياستمداران آلماني كه ملت و جوانان خود را در برابر صهيونيستها تحقير مي كنند و پدران آنان را جنايتكاران تاريخ آلمان قلمداد مي كنند كه بايد فرزندان آنان تا ابد شرمسار بوده و به نژاد پرستان صهيونيست باج پرداخت كنند تعجبي نيست. تعجب از بعضي سران دولت هاي اروپايي و آمريكاست كه از يك طرف مدعي دفاع از ارزش هاي انساني هستند و از جانب ديگر در برابر اين جنايت آشكار سكوت مي كنند.
تعجب ما از عدم موضعگيري قاطع جنابعالي است. اگر به خاطر داشته باشيد در ملاقات حضوري ، جنابعالي بر تعهد خود نسبت به عدالت و دفاع از حقوق مظلومان تاكيد كرديد. آيا وقت آن نيست كه با محكوم كردن قاطع جنايت اخير خواستار رسيدگي و مجازات عاملان اين رسوايي بزرگ شويد و موضوع را در مراجع ذيربط پيگيري نماييد . چرا برخي دولت مردان بايد همچنان در مقابل رفتارهاي غيرانساني خود مصونيت داشته باشند؟
اگر جنابعالي عدالتخواهي و حق طلبي را فرياد نكنيد و وظيفه خود را در قبال اين ظلم آشكار كه ساحت مقدس قضاوت و دفاع از حقوق مظلومان را لكه دار كرده است انجام ندهيد مصيبتهاي بزرگتري دامن بشريت را خواهد گرفت و افراد زياد تري قرباني بيعدالتي و تبعيض خواهند شد.
اميدوارم به وظيفه قانوني ، انساني و تاريخي خود عمل نماييد و از حيثيت سازمان ملل دفاع كنيد."
نامه ویرایش شده احمدی نژاد:
رئیس دولت نهم در مراسم تحلیف ریاست جمهوری، طبق اصل 121 قانون اساسی در مجلس شوراي اسلامي سوگندنامه ای را امضا کرده است که بخشی از آن به شرح زیر است:
"من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه پاسدار ... قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسئوليتهايي كه بر عهده گرفته ام بكار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ... پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كنم . ...و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم ".
آیا پایبندی به سوگند نامه مذکور، ایجاب نمی کرد که احمدی نژاد نامه خود خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد را با کمی تغییر به شرح زیر ویرایش کند:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي بان كي مون
دبيركل سازمان ملل متحد
قتل بي رحمانه ندا آقا سلطان ۲۷ ساله، دانشجوی فلسفه، سهراب اعرابی جوان 19 ساله و جمع دیگری که هنوز از نام و نشان آنها هم خبری در دست نیست و همچنین حمله ددمنشانه به خوابگاه دانشجویان و منازل مردم بی گناه قلب انسانها را جريحهدار و ابهامات زيادي در اذهان مردم جهان ايجاد كرده است كه به شمهاي از آن اشاره ميشود:
1- اشخاص مزبور به نحو قانوني در ایران اقامت داشته و در حقيقت مالک اصلی اين كشور بوده و هستند. در همه جاي جهان حتي نزد اقوام بدوي، نه تنها ميهمان مورد احترام ميزبان است بلکه ميزبان هم مورد احترام ميهمان بوده و كسي حق تعرض به آنان را نداشته است.
2- براساس رويه معمول حقوقي و اخلاقي و قانونی در همه نظامات سیاسی، قضايي، امنيت شهروندان و معترضین به انتخابات و عملکرد دولت ها در طول اعتراضات محفوظ است. دولت و دستگاه قضايي هر کشور پناهگاه مظلومان و ستمديدگان است، اما در جريان اعتراضات مردمی، معترضین که در چارچوب اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به شیوه ای مسالمت آمیز اعتراضات خود را بیان می کردند آن هم در محضر نیروهائی که باید حافظ امنیت شهروندان باشند مورد حمله قرار مي گيرند و براساس گفته شاهدان ، قاتلین و ضاربین فرصت كافي پيدا مي كنند تا چندين گلوله و ضربه دشنه بر پيكر تعدادی از شهروندان غیر مسلح ایرانی وارد نمايند.
دولت، دادستان و بعضی از ماموران امنيتي تماشاگر اين صحنه های فجيع بوده اند و اقدام بازدارنده كافي انجام نداده اند! اين فرضيه به طور جدي مطرح است كه تصميم به جنايت با هماهنگي قبلي بخشي از تمامت خواهان و نیروهای خودسر و لباس شخصی ها بوده است، به خصوص اينكه وقتي که احساسات مردم حاضر در صحنه جریحه دار شده و به دفاع از هموطنان کشته و مجروح خود برمي خيزند ضابط قضايي به جاي دفاع از مظلومان و آسیب دیدگان، آنها را هدف قرار داده و مجروح مي كنند.
3- خبر جنايت روزها سانسور مي شود، دولت و دستگاه قضايي و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران سكوت مي كنند، و اين چنين است كه ظلم بزرگتر تاريخي اتفاق مي افتد.
جناب آقاي بان كي مون
بالاتر از قتل فجيع خانم ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی و جمعی دیگر از شهروندان ایرانی که شكسته شدن حرمت و تقدس امر حکومت داری توسط دولت ایران است و اين يك امر كم نظير در تاريخ است. اگر حقوق اولي انسانها توسط متوليان امر و مدعیان مهرورزی و عدالتخواهی شكسته شود، آيا هيچ حقوقي پايدار خواهد ماند. مظلومان و ستمديدگان بايد به كجا پناه ببرند؟ آيا غير از اين است كه ستمگران و ظالمان بر مقدرات انسانها مسلط مي شوند و عرض و شرف و جان و مال و امنيت انساني به خطر خواهد افتاد؟
آيا خسارتي بزرگتر از اين مي توان يافت؟
گرچه شما مسلمان نیستید و مسئول پاسخ گفتن به این بخش از سوالم نمی باشید، اما حتما نام علی را شنیده اید، براستی اگر امروز حضرت علی(ع) در میان ما بود، با توجه به اینکه او حتی ربوده شدن خلخال از پای یک زن یهودی را هم تحمل نمی کرد، آیا با مشاهده فجایع اخیر سکوت اختیار می کرد و یا عطای قدرت را به لقایش می بخشید و عنان و اختیار امور را به مردم واگذار می کرد!؟
در كنار اين فاجعه بزرگ سوالات زيادي مطرح است از جمله اينكه:
آيا قتل خانم ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی و سایر جان باختگان حوادث اخیر نشانه اي از زیاده خواهی بعضی از مقامات غیر پاسخگو، خودسری افراطي لباس شخصی ها و عدم احساس مسئولیت در بخشهائي از دولت و حکومت ایران نيست؟
چرا حکومت ایران در قبال اين جنايت دلخراش اقدام قاطعي انجام نداده است، آيا وقوع اين جنايت و مواضع دولت و دستگاه قضايي ایران راه را براي جنايتهاي بعدي هموار نخواهد كرد؟
البته از برخي سياستمداران ایرانی كه فریاد تظلم خواهی آنان برای فلسطینیان گوش فلک را کر کرده اما در برابر کشتار مسلمانان چچنی و اویغوری سکوت اختیار کرده و مهمتر از آن ملت و جوانان خود را سرکوب و آنانرا در برابر دنیا عده ای فریب خورده و مزدور خارجی و وابسته به بیگانگان قلمداد مي كنند تا برای بقای خود در قدرت به روسیه و چین باج پرداخت كنند تعجبي نيست. تعجب از بعضي سران دولت هاست كه از يك طرف نان و نمک ملت ایران را می خورند و ثروت ملی ما را به تاراج می برند و از جانب ديگر نمکدان می شکنند و در برابر اين جنايت آشكار سكوت مي كنند.
تعجب ما از عدم موضعگيري قاطع جنابعالي است. اگر به خاطر داشته باشيد در ملاقات حضوري، جنابعالي بر تعهد خود نسبت به عدالت و دفاع از حقوق مظلومان تاكيد كرديد. آيا وقت آن نيست كه با محكوم كردن قاطع جنايت اخير خواستار رسيدگي و مجازات عاملان اين رسوايي بزرگ شويد و موضوع را در مراجع ذيربط پيگيري نماييد . چرا برخي دولت مردان ما بايد همچنان در مقابل رفتارهاي غيرانساني خود مصونيت داشته باشند؟
اگر جنابعالي عدالتخواهي و حق طلبي را فرياد نكنيد و وظيفه خود را در قبال اين ظلم آشكار كه ساحت مقدس حکومت ،قضاوت و دفاع از حقوق مظلومان را لكه دار كرده است انجام ندهيد، مصيبتهاي بزرگتري دامن بشريت را خواهد گرفت و افراد زيادتري قرباني بيعدالتي و تبعيض خواهند شد.
اميدوارم به وظيفه قانوني ، انساني و تاريخي خود عمل نماييد و از حيثيت سازمان ملل دفاع كنيد!!