|
مشترکات احمدی نژاد و بعضی از مدعیان اصلاح طلبی!
|
|
... رسانه های وابسته به این گروه خودشیفته نیز مانند رسانه های اصولگرایان اقتدارگرا و تمامت خواه بصورت مافیائی و هماهنگ عمل می کنند و در صورت لزوم حتی افراد بی خاصیت را هم که بوئی از اصلاحات نبرده و هزینه ای در این راه نداده اند را یکشبه به عنوان بزرگ و قهرمان اصلاحات به خورد مخاطبین جوان و ناآگاه خود می دهند.عوامل این گروه در بعصی از رسانه های خارجی هم خضور دارند.
با کمی مطالعه پیرامون احوالات 30 سال گذشته ایندسته از اصلاح طلبان که ابزار آنها نیز مانند احمدی نژاد مبتنی به روش های پوپولیستی است، ما را به این واقعیت رهنمون خواهد ساخت که این گروه خود در ایجاد وضع نامطلوب کنونی بیش از دیگران سهیم اند. ...
|
|
|
خودخواهی یکی از ویژگی های بارز احمدی نژاد است. وی علیرغم نواقص و ضعف های بسیار بزرگی که دارد، پیوسته خود را قطب عالم امکان و آگاه به تمام راز و رمزهاي هستي می داند و گمان می کند که دیدگاه هایش در مورد مسائل گوناگون، درستترین و نزدیکترین به حقیقت است.
رفتار احمدی نژاد حداقل در چهار سال گذشته نشان می دهد که وی تنها درصورتي ديگران را قبول دارد كه موافق با نظرات او باشند و باصطلاح کاملا سرسپرده و تحت بلیط او قرار بگیرند!
برخوردهای وی در هیات دولت و در سفرهای استانی با مسئولان ریز و درشت، عزل و نصب هائی که در دوران ریاست جمهوری اش صورت گرفته و همچنین شیوه تعاملش با مجلس و خبرنگاران و ادبیاتی که در نامه نگاری ها و سخنرانی های خود در سازمان ملل و سایر مجامع بکار می گیرد، همگی حاکی از وجود پررنگ این خصلت ناپسند در اوست.
با کمی دقت در رفتارها و تعاملات احمدی نژاد با وزرا و سایر اعضای کابینه اش متوجه این واقعیت تلخ می شویم که نزدیکترین این افراد به او ،گماشته ترین و سرسپرده ترین آنهاست و دورترین و مغضوبترین آنها هم کسی است که بی احتیاطی کرده و حریم خودخواهی ها و منیّّت احمدی نژاد را درنوردیده و تا حدودی جسارت انتقاد از برخی مواضع و عملکرد او را به خود می دهد!
متاسفانه بعضی از مدعیان اصلاح طلب و ارباب جرائد وابسته به این جریان هم گرفتار همین خصلت هائی هستند که احمدی نژاد را اسیر خود کرده است.
این دسته از انحصارطلبان موسوم به اصلاح طلب و ایادی آنها تنها کسانی را اصلاح طلب می دانند که ملیجک وار گرد قبله خودخواهی های آنان طواف کرده و یوغ بندگی اشان را به گردن خود بیاویزند و دنباله روی جریان سازی های منفعت طلبانه آنها باشند، در غیر این صورت یا از جرگه اصلاح طلبی حذف می شوند و یا اینکه برای همیشه باید در بایکوت خبری قرار گیرند!
برهمین اساس، گروه یاد شده تنها به دفاع از حقوق کسانی تن می دهند که مراتب ارادت و سرسپردگی خود را نسبت به آنها و آندسته از اعضای ثابت کلکسیون قدرت که همسو با آنها هستند، اعلام کرده باشند و تنها این قبیل افراد هستند که در رسانه های آنها از امکان طرح دیدگاه های خود برخوردار می شوند.
از اینرو هر فردی که به جای تعریف و تمجید از شخصیت های مورد نظر ایندسته از تظاهر کنندگان به اصلاح طلبی خودداری ورزیده و ضمن نقد رفتارهای آنان صرفا بر روی مبانی اصلاح طلبی و ترویج آن تاکید ورزد، کاملا بایکوت خواهد شد. مطالعه این نطق خالی از فایده نیست!
رسانه های وابسته به این گروه خودشیفته نیز مانند رسانه های اصولگرایان اقتدارگرا و تمامت خواه بصورت مافیائی و هماهنگ عمل می کنند و در صورت لزوم حتی افراد بی خاصیتی را هم که بوئی از اصلاحات نبرده و هزینه ای در این راه نداده اند، صرفا بخاطر تملق گوئی در باره اشخاص مورد نظر خود، یکشبه به عنوان اصلاح طلب به خورد مخاطبین جوان و ناآگاه خود می دهند. عوامل این گروه در بعضی از رسانه های خارجی هم حضور دارند. قهرا در چنین شرایطی:"ماه درخشنده چو پنهان شود، شب پره بازیگر میدان شود"!
با کمی مطالعه پیرامون احوالات 30 سال گذشته ایندسته از اصلاح طلبان که ابزار آنها نیز مانند احمدی نژاد مبتنی به روش های پوپولیستی و بهره گیری از فرصت هاست و نیز بررسی آراء و افکار و مواضع نوعا متناقض آنها و پاردوکس هائی که گرفتار آن هستند، ما را به این واقعیت رهنمون خواهد ساخت که اگر این گروه خود در ایجاد وضع نامطلوب کنونی بیش از دیگران سهیم نباشند کمتر نیست و آنها نیز مانند رقبای خود در جناح مقابل، حداقل پیرامون چند مساله بایکدیگر نقطه نظرات مشترکی دارند و آن چیزی جز شخصیت زدگی، انحصار طلبی، تمامت خواهی و خودشیفتگی نیست!
انتشار تدریجی مواضع گذشته هردو گروه سیاسی مورد اشاره در بخش "از همه جا و همه کس" می تواند کمک موثری باشد برای بعضی از دوستان جوان ، تا آگاهانه تر مواضع و رفتارهای جدید این دسته از شخصیت های سیاسی را مورد ارزیابی قرار داده و فریب بازی ها و دعواهای سیاسی ای که عموما معطوف به قدرت است را نخورند و بجای شخصیت زدگی و پیروی های کورکورانه از اشخاص مختلف هردو جریان سیاسی حاکم، به مطالعه دقیق مواضع حال و گذشته آنها بپردازند و سره و حقیقت را مستقل از اشخاص بر اساس معیارهای تعریف شده و حق طلبانه بجویند و برگزینند تا اشتباهات گذشته تکرار نشود. در این باره بیشتر خواهم نوشت!
|
|
|
|
|
|
|
|
• با سلام
اصلاح طلبان اگر هیچ نقطه + نداشته باشند .بهتر از این غولهای بی شاخ دم هستند
و اگر هم ضعفشان سر به فلک رسیده ولی یک مزیت داشتند و انهم تلاش برای حذف نظارت استصوابی بوده واست. وهر چند من از زخم خورده های انها هستم ولی قیاس انها با این افراد (که در مناظره شما با یکی از انها خباثتشان اندکی اشکار شد) قیاس مع الفارق است
|
|
فرستنده : |
بی نام
|
تاریخ ارسال : |
1388/12/08
|
|
|
|
|
• ba salam,modir mohtaram site solate man kharej az orf nabud ke brye pasokh dadan niazi be maslehat bashad man ebhamati dar zehn dashtam ke khastam az aghye alami ke be ishan eradt khsi daram va etemad daram va midanam pasokheshan sadeghanest karde basham dar har hal az shoma khahesh mikonam agar maslehat nist ke dar inja pasokh bedahid laghal be email man pasokh ra befrestid,mamnun
|
|
فرستنده : |
mahur
|
تاریخ ارسال : |
1388/11/01
|
|
پاسخ به شما : سلام
لطفا پرسش خود را به آخرین پست ارسال کنید.
|
|
|
• modir mohtaram sit mn 2 ruze solal kardam az aghaye alami ama ishun javab nadadan ,,,,
|
|
فرستنده : |
mahur
|
تاریخ ارسال : |
1388/11/01
|
|
پاسخ به شما : قبلا هم گفته ایم که ایشان هرجا مصلحت بدانند پاسخ می دهند.
|
|
|
• همین کار را سالهای سال است که این جریان نو کیسه و تازه بدوران رسیده و به اصطلاح اصلاح طلب بامن کرده است و با شریک دزد شدن و رفیق قافله بودن ،در سخت ترین شرایط فقط به فکر منافع شخصی و گروهی خود شان بودند وحاضر به هیچ نوع مساعدتی در حق من نشدند. چون من بنده زر خرید نشدم و زیر چتر فرد یا افرادی خاص سینه نزدم و چَه چَه و بَه بَه آنها را نکرده و مجیز گوی ایشان نشدم و با بایکوت اینجانب از دید منظر افکار عمومی ایران وجهان، سعی مشمئز کننده دارند تا آن نقاب نفاق همچنان تا یوم القیامه بر چهره شان باقی بماند. اما نمی دانند ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند و همین جنبش سبزی که راه افتاده است آرام آرام به همین سمت می رود . کسانی یک شبه به ضرب پمپاژ رانت قدرت و ثروت رانتی خود و ساپورت و حمایت برخی در خارج از کشور یک شبه آگراندیسمان می شوند و لیدر سیاسی و سیاستمدار معرفی!دنکیشوتهایی که جنبش را ه سبز مردم پرونده آنها را نیز در وقت خود می گشاید و شریک دزد بودنشان را رسوا خواهد کرد!
محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)http://assize.blogfa.com
|
|
فرستنده : |
محمد شوری
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/30
|
|
|
|
|
• اقاي بي نام شما كه ادعا مي كنيد كه اقاي اعلمي در مورد آمدن به استاديوم دروغ مي گويد مطمئنا شناختي نسبت به عقايد ايشن نداريد.
|
|
فرستنده : |
بولود
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/30
|
|
|
|
|
• aghye alami khaheshan be soalatam pasokh bedid
|
|
فرستنده : |
mahur
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/30
|
|
|
|
|
• http://www.aksup.com/images/1pfw8xqly4xzq4t40o7v.jpg
سند تقلب در برنامه ... فاشیستی 90 آقای فردوسی پور
...آقای اعلمی باتشکر : همانطوریکه همه میدانیم مجری برنامه90 هم از سبز ها بود و حتی به همین خاطر فشار بر او میآوردند تا این برنامه اجرا نشود . با نظر سنجی مغرضانه ای که این آقا به عنوان یک اصلاح طلب و تقلب فاحشی که کرد معلوم شد که آنها هردو از یک گماشند چه احمدی نژادی چه رنگ سبز در روز روشن 90ذرصد از sms های ارسالی به گزینه 3 نرفتند خود من بیش از 10 بار از چهار سیم کارت اس ام اس زدم هیچ کدام نرفتند
|
|
فرستنده : |
یاشار
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/30
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• با سلام خدمت آقای اعلمی.من مدت هاست که مطالب شما را مطالعه میکنم و شما را یک اصلاح طلب منصف و منطقی میدانم .من تا قبل از انتخابات شما را نمیشناختم اما نزدیک به انتخابات با پیشنهاد یکی از اقوامم با افکار شما آشنا شدم و برای همین با اینکه به آقای موسوی هم علاقه داشتم اما در آن شرایط تصمیم گرفتم شما را به عنوان کاندیدای مورد علاقه انتخاب کنم اما بعد از رد صلاحیت شما به طورجد در ستاد موسوی در شهرستان ساری فعالیت میکردم ؟آقای اعلمی من ابهاماتی در ذهن دارم و خواهشمندم شما پاسخ مناسبی به من بدهید/
1-به نظر شما در این انتخابات تقلب شده است یا خیر(هرجند قبلا در مناظره ای گفتید از نظر حقوقی نمیتوانید اثبات کنید)؟2-
شما مهندس موسوی را چه نوع انسانی میدانید؟آیا ایشان جز همان بعضی از مدعیان اصلاح طلبی هستند؟(اشاره به مشترکات احمدی......)
3-من از بت سازی افراد متنفرم اما در این شرایط به خاطر مبارزه در راه هدف خود و به عنوان یک دانشجوی عدالت طلب و آزادیخواه بهترین راه برای رسیدن به هدفم یعنی داشتن کشوری با همان آرمان های واقعی انقلاب اسلامی مبارزه کردن زیر سایه جنبش سبز و موسوی میدانم و ایا به نظر شما راه درستی را برگزیدم؟
با سپاس فراوان امیدوارم به سوالاتم پاسخ دهید
|
|
فرستنده : |
ماهور
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/29
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• از آمدن شما به ورزشگاه شک دارم فکر میکنم دروغ میگید
|
|
فرستنده : |
بی نام
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/29
|
|
|
|
|
• با سلام
به نظر بنده بايد محيط اين دايره را بايد بزرگتر ترسيم كنيم ،چونكه اين خصلت ها در دوره شاه هم بوده و علاوه بر احزاب و جناح ها بنده حتي در دانشگاه هم با اين كه اساتيد تحصيل كرده آمريكا و اروبا هستند ولي دانشجويي كه براشون پاچه خوری بكنه رو بيشتر تحويل ميگيرن تا كسي كه پاچه خوری نميكنه و سوادش هم بيشتره در ادارات وساير جاها هم هكذا. متاسفانه فرهنگ پاچه خوری و درمقابل آن پاچه خور بذيري ونيزبارتي بازي و... درگوشت وخون ماهست و با اين وجود در ادعاكردن هم گوش عالم رو كر ميكنيم البته تعميم به همه درست نيست ولي اين روحيه كم وبيش همه جاي جامعه ما جاري است.
|
|
فرستنده : |
من
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما : مدیرسایت:از کاربران این سایت انتظار نمی رود که از واژه های چاله میدانی استفاده کنند، از اینرو بجای کلمه "..."معادل آنرا که "پاچه خوری" است در پیامتان جایگزین کردیم!!
|
|
|
• در امریکا و کشورهای اروپایی اگر شخصی همچین کاری میکرد وی را به خاطر زیر پا گذاشتن "حقوق حیوانات" ۱۰۰٪ جلوی میز محاکمه میکشاندند. محض اطلاع جناب عالی: حتی حیوانات نیز دارای حقوق خاصی هستند. آقای اعلمی همانطور که میبینید با وجودی که من وکیل نیستم، جوابتان را از لحاض حقوقی دادم. حالا شما جواب بدهید چرا در حکومت جمهوری اسلامی (که در آن "مثلا عدل الهی!" حاکم است) همچین شخصی را مجازات نمیکنند؟
منتظر پاسختان هستم!
|
|
فرستنده : |
پیمان
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• لینک عکسهای بازی تراختور
آقای اعلمی من یاشار هستم قبلا از شما خواسته بودم که به ورزشگاه آزادی بیایید تا حماسه تورکان را ببینید وببینید که آنها بدون ترس فقط به آذربایجان میاندیشند نمیدانم تشریف آورده بودید یا نه اما اگر نبودید این لینک را برایتان میفرستم از دست ندهید. در ضمن سایت فیلتر هست با فیلتر شکن وارد شوید
http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=8593
|
|
فرستنده : |
yashar
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• با سلام آقاي اعلمي و با تشكر از اينكه در مواقع لازم جواب نوشته هاي دوستان را ، هر چند كوتاه اما كامل مي دهيد. در مورد سوال دوستم امين ،در مورد جدايي طلبان و جواب شما به سوال ايشان سوالي به ذهنم رسيد. قبل از طرح سوال اين را بگويم كه شخصا مخالف جدايي آذربايجان هستم. و اما سوال: با توجه به اينكه هم جناح به اصطلاح اصول گرا – كه تقريبا تمامي اصول انقلاب 57 را فراموش كرده اند – و چه جناح اصلاح طلب – كه بويي از اصلاحات واقعي نبرده اند- ،كوچكترين توجهي به اتحاد و حفظ اقوام مختلف ساكن در ايران ،مخصوصا قوم بزرگ ترك نمي كنند و تنها در مواقعي كه نياز به راي يا كمك ما ترك زبانان دارند. و از طرفي گزينه جدايي از ايران راه درستي نمي باشد، به نظر جناب عالي در شرايط كنوني بهترين راه جلوي پاي جوانان خطه آذربايجان چيست؟ پيشاپيش از لطف شما كامل تشكر را دارم
|
|
فرستنده : |
بولود
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما : مدیرسایت:پاسخ خود را در پست جدید بخوانید
|
|
|
• .با سلام و درود به محضر بزرگوارم جناب آقاي اعلمي
دکتر وين داير در کتاب عظمت خود را دريابيد بحث جالبي را مطرح می کند :
او می نویسد ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نبايد عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نبايد افکار دست و پا گير غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسي که مثل غاز هست و تعليم داده شده نمي تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گير مي کنه که مانع پروازش مي شه . ولي عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابي که مثل غاز رفتار مي کنه از ذات خودش فرار مي کنه .
بدترين چيز ندونستن قوانين عقاب هاست . اين که ندونيم چطوري عقاب باشيم .
* غازها همه مثل هم فکر مي کنند و هميشه هم ادعا مي کنند که درست فکر مي کنند . افکارشون کپي شده هست و اصلا خلاقيت نداره . اکثر مواقع هم همگي با هم به نتايج يکسان مي رسند چون دقيقا مثل هم فکر مي کنند .
عقاب ها مي دونند زماني که همه مثل هم فکر مي کنند در واقع اصلا کسي فکر نمي کنه .
* غازها هميشه مي دونند غاز ديگه چطوري زندگي کنه بهتره ! هر کسي جاي کس ديگه تصميم مي گيره . براي همين اکثر يا دير به بلوغ (فکري – جنسي – احساسي) مي رسن و يا اصلا بالغ نمي شن .
عقاب ها به خلاقيت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگي ماهيگيري به فرد ياد مي دن و نه ماهي . در محله عقاب ها هر کسي جاي خودش بايد فکر کنه و کسي مسئوليت زندگي کس ديگه رو به عهده نمي گيره .
* غازها از جسمشون بيش از حد کار مي کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار مي گيرن و به نتايج دلخواه نمي رسن .
عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر مي گيرن ، باتوجه به تجارب قبلي و برنامه ريزي هاي ذهن خلاقشون تصميم مي گيرند و بعد شروع به کار مي کنند . عقاب ها ايمان دارند که تلاش جسمي به تنهايي اصلا براي کار کافي نيست .
* غازها حريم شخصي ندارند و بارها و بارها وارد حريم خصوصي عقاب ها مي شن چون حرمت ندارند .
عقاب ها به حريم شخصي هر فردي احترام مي زارن و قاطعانه به افرادي که وارد حريم خصوصي اونها مي شن تذکر مي دن .
* غازها بايد همه رو راضي نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط مي کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضي باشند . به جاي انجام وظايف و رسالت خودشون ، رضايت همه اطرافيان رو با هر زحمتي شده به دست مي يارن چون اگر به دست نيارن احساس خلا مي کنند ..
عقاب ها مي دونند که به دست اوردن رضايت همه افراد امکان نداره و نيمي از مردم هميشه با
|
|
فرستنده : |
موسي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما : مدیرسایت:سلام، لطفا کوتاهتر بنویسید تا همه مطالب بدستمان برسد.
|
|
|
• آقای اعلمی، من حرفهای زیادی برای گفتن دارم. ولی بگذارید در مورد ان کبوتری که در بازی تراکتور سازی-استقلال کشته شد جملهای بنویسم. راحت حرفم را بزنم: اگر این اتفاق در یکی از کشورهای به اصطلاح جهانخوار (از جمله شیطان بزرگ) میافتاد آن شخص به خاطر زیر پا گذاشتن حقوق حیوانات مجازات میشد. حال این حکومتی که ادعای عدل الهی دارد چگونه پاسخگوی این عمل است؟
|
|
فرستنده : |
پیمان
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
پاسخ به شما : کشته شدن یک کبوتر در استادیوم آزادی آنهم توسط یکی از تماشگران ناآگاه و کم خرد چه ربطی به حکومت و عدل الهی دارد!؟
|
|
|
• سلام آقای اعلمی از اینکه در ورزشگاه حاضر شدید متشکرم من بخاط شما رفتم ولی امروز فهمیدم که آمد ه بودید
یاشاسین اعلمی
|
|
فرستنده : |
بی نام
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/28
|
|
|
|
|
• آقای اعلمی عزیز: نظر شما درباره تشکل دانشجویی آرمان چیست؟
|
|
فرستنده : |
هموطن
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• با سلام
آقای اعلمی لطفا اصولگرایی و اصلاح طلبی را از لحاظ خط فکری دو جناح تعریف بفرمایید.
در مورد تشکیل اجتماعات آیا نمی توان آنها را در مجموعه های ورزشی مثل آزادی برگزار کرد تا هر گونه بهانه گرفته شود..
|
|
فرستنده : |
mansour tj
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : تجربه عملکرد 30 ساله هر دو جناح نشان می دهد که تفاوت معناداری میان ایندو وجود ندارد! اما در شعار دادن کم و بیش با یکدیگر متفاوت هستند.
بنده برای تبیین مرز میان اصولگرائی و اصلاح طلبی بارها تفاوت میان ایندو جریان را توضیح داده ام به عنوان مثال برای آگاهی از تفاوت نظری میان اصولگرائی و اصلاح طلبی می توانید به مصاحبه راقم با نشریه سبز در آدرس زیر (سمت چپ سایت در ستون مواضع و نطق های مهم)مراجعه بفرمائید:
http://www.akbaralami.com/Public/ContentBody.aspx?ContentID=1898
"احمدي نژاد با رانت هاشمي رييس جمهور شد!(مصاحبه خواندنی مجله خانواده سبز با اکبر اعلمی)"
|
|
|
• سلام پاينده باشيد
|
|
فرستنده : |
راه سبز اميد
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• اگر قرار است در كشور كثيرالمله ايران همه اقوام باهم زندگي كنند البته بطور مسالمت آميز آيا چنين زمينه اي واقعا وجود دارد؟آيا تنفر قومي در كشور ما بيداد نميكند؟براستي ريشه اين مسائل از كجاست؟آيا غير از اين است كه حكومتگران با حق كشي و ايجاد اختلاف بين ملل ايراني در آرزوي استمرار حكومتشان هستند؟براستي اگر حقوق اوليه و فطري طبيعي و انساني ملل ايراني رعايت ميشد آيا ...جرات ميكرد ما را ...بنامد؟ آيا اگر ما ميتوانستيم به زبان مادريمان تحصيل كنيم آنها باز ما را ... و بازمانده مغول خطاب ميكردند؟آقاي دكتر اوج نفرت قومي را در بازي تراختور -استقلال ديديد كه چگونه سرحيوان زبان بسته اي را كندند وبه هوا پرتاب كردند و شادي كردند تنها به اين جرم كه نشان تراختور يا بهتر بگويم نشان تيم ترك را داشت؟آيا شعارها و فحشهاي دو طرف را نشنيديد؟آنقدر ناراحت شدم كه فرياد زدم وحشيها.حاضر بودم كتك بخورم ميليونها بدهم ولي آن حيوان زبان بسته آنگونه بيرحمانه كشته نشود(عكس اين جنايت را اينجا ببينيدhttp://www.cloob.com/club/article/show/clubname/tabrizclub/articleid/874753/redirectkey/8c7912d24190f2bfc8f92a6199863c91) آيا اگر اوضاع كمي قاراشميش شود ايران بدتر از يوگسلاوي نخواهد شد.و در اين ميان كدامين قوم صرب خواهد بود و كدامين قوم بوسني هرزگووين؟آقاي دكتر بهتر نيست بجاي سخنان كليشه اي و تكراري كه مخاطبي نيز ندارد به دنبال راه حلي باشيم تا مثل بوسني نشويم؟كبوتري كه كشته شد تنها يك پرنده نبود انسانيت بود كه مظلومانه جان داد و ... به اصطلاح متمدن كه به هلهله پرداختند.من از چنين تمدني وچنين انسان نماهايي متنفرم.
|
|
فرستنده : |
آزربايجان اوغلو
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : "اوج نفرت قومي را در بازي تراختور -استقلال ديديد كه چگونه سرحيوان زبان بسته اي را كندند وبه هوا پرتاب كردند و شادي كردند تنها به اين جرم كه نشان تراختور يا بهتر بگويم نشان تيم ترك را داشت؟"،
بنده اصلا چنین برداشت بدبینانه ای ندارم و این اتفاق زشت و ناخوشایند(کشتن یک کبوتر) در رقابت میان هواداران تیم های پرسپولیس و استقلال و یا ذوب آهن و ...نیز ممکن است رخ دهد و نباید آنرا به همه تعمیم داد، همچنانکه در طول سالیان گذشته شاهد بوده ایم دامنه اینگونه اختلافات و رقابت های تیمی به حدی شکل افراطی بخود گرفته است که هواداران بعضی از تیم ها بجان هم نیز افتاده اند و شکم یکدیگر را دریده اند!
ضمنا بارها نوشته ام که سعی نکنید عقاید خود را به دیگران تحمیل کنید!
|
|
|
• سلام
اول. این ایرادی که شما می گیرید دقیقاً تعریف یک حزب است. طبیعی است که روزنامه های حزبی یا وابسته به احزاب طرف کاندیداهای خودشان را می گیرد نه شما را که هم نظر با آنها نیستید. (حتی اگر حق با شما باشد)
دوم. ما مشکلی با رسانه ها و جنگ روانی طرفداران احمدی نژاد یا حتی خلقیات وی نداریم، ما با اینکه مخالفان را سرکوب، دستگیر ، اعتراف اجباری و ... می کنند مشکل داریم. کی اصلاح طلبان اینکار را در 8 سال خاتمی کردند؟ ما با عملکرد محمود مشکل داریم نه روحیات و خلقیاتش.
سوم. دنیا نه عادلانه است و نه صادقانه ، کسی موفق است که جنگ روانی را پیروز شود. در جهت همین جنگ روانی است که یکشبه موسوی میشود اصلاح طلب شماره 1 . اما چه اشکالی دارد ؟ من که با علم به اینکه موسوی حتی در اصلاح طلبی به خاتمی هم نمی رسد به او رای دادم. اما استقامت بی نظیر او بعد از انتخابات مرا بر آن داشت که بپذیرم او شناگر خوبی بوده اما حوض ندیده بود.
صحبت طولانی است اگر خواستید بیشتر حرف می زنیم
ممنون
|
|
فرستنده : |
ابوذر
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : سلام
دوست عزیز!
یک-این حزب مورد نظر شما اگر حزب رستاخیز و یا حزب کمونیست باشد، استدلال شما را کم و بیش می پذیرم اما احزاب دولت ساخته ای که با رانت قدرت شکل گرفته و در کسوت اصلاح طلب با شعارهای فریبنده ای نظیر "ایران برای همه ایرانیان"، "دانستن حق مردم است"، "آزادی" ، "عدالت"، "زنده باد مخالف من"، "مرگ بر تک صدائی"، "زنده باد چندصدائی"، "آزادی مطبوعات"، "مرگ بر استبداد" ، "مرگ بر عوامفریبی"، "نفی دیکتاتوری"، "محکومیت بت سازی از همنوعان" وارد میدان مبارزات سیاسی شده اند، در عمل هم باید پایبندی خود به این شعارها را نشان بدهند، در این صورت هرکس که در مسیر تحقق شعارهای فوق فعالیت نماید، گرچه "هم باندی" نیست، اما"هم نظر "است. مگر اینکه بپذیرید این شعارها هم صرفا با هدف جلب آراء و فریب دادن مخاطبین صورت می گیرد و هدف اصلی تبلیغ تعدادی از افراد خاص و به قدرت رسانده آنهاست و نه ترویج اندیشه های اصلاح طلبانه!
به عبارت دیگر اگر هدف ترویج و نهادینه کردن افکار اصلاح طلبانه در جامعه باشد، چه تفاوتی می کند که مروّج چنین اندیشه هائی کیست؟
دو-وضع کنونی محصول مشارکت و یا عملکرد و تفکر بخشی از همان کسانی است که امروزه بر سر قدرت با رقبای خود می ستیزند و لباس اصلاح طلبی برتن کرده اند و با شناختی که من از این گروه دارم و خصوصا همکاری بیش از دو دهه با آنها، یقین دارم که به آنچه می گویند ایمان ندارند و همچون رقبای خود با رسیدن به قدرت به آن پایبند نمی مانند، همچنانکه نشان داده اند در دوران ناکامی از قدرت هم به آنچه می گویند پایبند نیستند.
سه-اگر لجاجت و غرض ورزی های شخصی پس از حذف شدن از قدرت و تاکید بر مسائل پیش پا افتاده ای که اصلاح طلبان واقعی بیش از بیست سال بر عملیاتی شدن آن اصرار ورزیده اند و هزینه آنرا هم داده اند،را استقامت بی نظیر می دانید در این مورد با هم نقطه مشترکی برای بحث کردن نداریم.
اما اگر فارغ از اشخاص، معیاری برای اصلاح طلبی تعریف کرده اید و به نقد و بررسی شعارها و عملکرد افراد در 30 سال گذشته و نه در حین و یا پس از انتخابات روی آورده اید در این صورت زمینه ای برای تفاهم و ادمه بحث مهیا خواهد شد.
فعلا در پرده می گویم ؛بحران اخیر با شعار رای من کو و عدم مشروعیت دولت کنونی آغاز شد، با آن همه هزینه پرداخت شده از سوی ملت اکنون در کجا قرار داریم!؟کمی فکر کنید، به تدریج واضحتر خواهم نوشت.
|
|
|
• پیام زینب صارمی دختری که ۲۳ سال پدر را پشت میله های زندان دیده است
هرکس جوابش را میداند به من بگوید!فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران: پیام زیر از زینب صارمی دختری است که ۲٣ سال پدر را پشت میله های زندان دیده است: باتعظیم به... علی صارمی نمی توانم پدر خطابت کنم که بالاتر از نامی. نمی توانم پدر خودم خطابت کنم که در حصار غرورم قرار گیری و در عین حال حصار را نمی پذیری. پدر جان در بردگی ظلم بودن و چون ماهی بر ساحل افتادن چه بسا خود طناب داری است برگردن هر آن که دارد به سختی زندگی میکند و ما, هزاران هزار آنان را در سالن انتظار زندان ها هفته به هفته رودررو می بینیم. حکم اعدام دادن به کلمه آزادی. اگر آقای نلسون ماندلا با ۲۰ سال سابقه زندان برای آزادی وطنش را باید گیوتین می زدند پس امروز کشورش چه می شد؟ پدر من را چرا؟ پدر من را ۲٣ سال است به بهانه های مختلف به زندان می برند که مخفی باشد. چرا پدر من باید مخفی بماند و حالا هم اعدامش کنند! مگر پدر من چه کرده که نباید دیده شود و نباید باشد؟ هرکس جوابش را میداند به من بگوید. در ضمن مگر تنها پدر من است!
گیرم که می زنید!
گیرم که می برید!
گیرم که می کشید!
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
زینب صارمی
۲۴ دی ماه ۱٣٨٨
|
|
فرستنده : |
مهناز از خوابگاه دانشجوئی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• سلام دکتر عزیز.1- منظور بنده در مورد بد رفتاری یا ما در ساعت 10 صیح و 30/1 ظهر در طرف جایگاه بود
2- دکتر جان فک کنم بعد اتمام دوره نمایندگیتان در مجلس قبل ، خبر سفر به امریکا برای ادامه تحصیل در رشته حقوق بود( اشتباه نکنم بنا به گزارش هفته نامه ساقی)
علت عدم صفر دلیل خاصی داشت.
با تشکر
|
|
فرستنده : |
araz
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : سلام، بله مقدمات سفر هم کم و بیش مهیا بود اما دلبستگی شدید به آب و خاک مانع از ترک کشورم شد.
|
|
|
• آقای اعلمی همونطور که شاهدید هر روز تجیزیه طلبا تو آذربایجان قدرت بیشتری میگیرند.من خودم ترک هستم اما واقعا خودمو ایرانی میدونم .چه راهکاری پیشنهاد میکنید تا تجزیه طلبا دستشون کوتاه بشه از این مملکت؟
|
|
فرستنده : |
امین
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : افراط و تفریط هر دو دشمن آزادی است. اندیشه جدائی طلبانه، از تفکرات افراطی و خطرناک است که برخلاف برداشت مروّجان آن به منافع آذربایجان و مطالبات و آرمان های حق طلبانه آذربایجانیان غیور لطمات جدی وارد می سازد.از طرفی این تفکر خطرناک خود محصول سرکوب و برخوردهای خشونت آمیز و حق کشی های بعضی از صاحبان قدرت و عدم توجه آنان به خواسته های فطری و قانونی مردمی است که در پی دفاع از هویت خود هستند. تنها راه تعدیل چنین تفکراتی احترام عملی به حقوق قانونی و فطری و همه جانبه ملت ایران از جمله مردم آذربایجان و اقشار مختلف مردم و غلاف کردن شمشیرهای خشونت است.
|
|
|
• بازی سازی های قدرت و مناظره های بی اعتبار بعد از این همه جنایتها و دستگیریها نمی تواند اعتبار و مشروعیتی بر ساختار استبدای ضد دینی و مردمی... ببخشد و نه می تواند جنایتهای قدرت را در ارتباط با اثر هنری اینجانب کتمان و گم و گور بسازد. این ... جنایتکارند و باید از قدرت ساقط شوند. سران اصلاح طلب چون موسوی و خاتمی بازیگران قدرت بازی گردان هستند که هیچوقت بطور جدی رهبری اصلاحات را به عهده نگرفتند چون اعتقادی به حکومت های حقیقی نداشتند مگر به خلافت که منافع شخصی خود را در آن می بینند و استبداد را در فرار از ملت و آینده نگری از محکومیتها می سازند و من نمی گذارم که فرار بکنند. قدرت حدالعقل ۵ یا ۶ چیز را خوب یاد میگرفت: ۱- آدم، دین را ابزار قدرت نمی سازد و به مقام خدایی نمی اندیشد ۲- آدم خصوصاً وقتی قدرت دارد ظلم نمی کند و زندگی را تباه نمی سازد که بدتر از هر جنایت است ۳- هیچ آدمی پلها را پشت سر خود خراب نمی کند مگر که دیوانه باشد ۴- صلح و بیعت با زور هیچ ارزش حقوقی و حقیقی ندارد ۵- غرور کذب شکننده خود آدمی است که آن را بروز داده باشد ۶- همه قدرتها نابود می شوند مگر قدرتی که حق و از آن مردم باشد اما اگر قدرت واقعاً بدنبال حق و حقوق و دین رو آورده باشد بهتر آن است که با انتخابات آزاد زمینه انتقال قدرت را به مردم فراهم بسازد تا به درستی و راستی همه چیز حل شود.
|
|
فرستنده : |
میررستم فاخری
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• استاد علمی داستان این مناظرههای شبکه ۳ چیست (دکتر جواد اطاعت، شریعتمداری)، مغز آدم سوت میکشه از این همه تناقض و مغلطه.
ضمنا با نظری که دوست عزیزمان بولود مطرح کرده اند ( من يه جايي خواندم كه اگر بر فرض محال قرار باشه همه چيز از صفر شروع بشه و حتي رفراندومي برگذار بشه تا وقتي كه شعور سياسي ملت بالا نرفته و مردم درگير اسم ها و القاب باشند باز هم نمي توانند راه درست رو انتخاب كنند.) کاملا موافقم.
|
|
فرستنده : |
Ali Az Italy
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• سلام آقای اعلمی
بنده نیز به نوبه خودم از حضور جنابعالی در استادیوم آزادی بسیار سپاسگزارم ولی افسوس و صد افسوس که دیدار شما میسر نگردید ..آقای اعلمی در بازیهای آینده شاید باز هم به استادیوم آمدید و چنانکه مستحضرید از بلند گوی ورزشگاه اطلاع حضور شما را نمیدهند ایا راه حلی دارید که مردم از حضور شما با خبر شوند؟؟؟سوال دیگری نیز داشتم که مرحوم بازرگان اصالتا اهل کدام شهر بودند ؟؟
با سپاس و آرزوی موفقیت برای شما
|
|
فرستنده : |
علی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : سلام، مرحوم مهندس بازرگان در خانواده ای آذربایجانی و در شهر تهران متولد شد.
|
|
|
• برای آذربایجانی بودنشان شاید کافی باشد ولی برای ایرانی بودنشان کافی نیست. ضمنا منظور من چیز دیگریست.اگر الان شما برید خارج و برای خودتون یه اسمو رسمی تو دنیا صاحب بشین ماها تازه میگیم به به ببین ایرانیه ها ماشالا.(شاید دکتر ماحمود هم بگه دوست صمیمیه من بود!)
اگر آقای لطفی تو ایران می موندن الان پرفسور لطفی می شدند؟الان نظریه منطق فازی ایشون دنیا رو متحول می کرد؟ نه به خدا.
شاید الان مثل همون استاد فیزیکی که چند روز قبل ترور شد سر به نیست شده بودن.
(آقای اعلمی درد بیر ایکی دئگیل کی سایماغینان قورتولا،ئوزوویز مندن یاخشی بیلیرسیز)
|
|
فرستنده : |
بایقوتلو
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• من يه جايي خواندم كه اگر بر فرض محال قرار باشه همه چيز از صفر شروع بشه و حتي رفراندومي برگذار بشه تا وقتي كه شعور سياسي ملت بالا نرفته و مردم درگير اسم ها و القاب باشند باز هم نمي توانند راه درست رو انتخاب كنند.
|
|
فرستنده : |
بولود
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• سلام آقاي اعلمي در ابتدا از متون و نوشته هاي شما كمال تشكر را دارم.كه مطمئنا در اين فضاي آغشته ازاختناق و ريا و سانسور ،براي من و افراد بسياري راهگشا و آرامبخش است.
من از وقتي نطق هاي پيش از دستور شما را در صحن و تريبون مجلس - كه بنظرم كمتر فردي بغير از شما ومرحوم بازرگان آنچنان كوبنده درآنجا ظاهر شده -ديد ه ام ، مقالات و نقطه نظرات شما را پيرامون مسائل كشور دنبال كرده ام.
نظر شما را در مورد اصلاح طلبان مذكور كاملا قبول دارم و درك مي كنم.
در مصداق مقاله شما اين جمله را البته نه براي شما، بلكه براي بعضي از دوستان مي نويسم كه در جريان انتخابات اين آقايان اصلاح طلب كه دم از آزادي و برابري حقوق مي زدند چرا كوچكترين اشار ه اي به رد صلاحيت جنابعالي در رسانه[های خود] نكردند؟؟
|
|
فرستنده : |
بولود
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• سلام و درود
با تقدير و تشكر از اقاي اعلمي عزيز كه ديروز با تشريف فرمايي خود در استاديوم ورزشي آزادي روحيه كليه بازيكنانرا چند برابر افزايش دادي و 10 درصدي زمين تماشاگران را را به 50 درصدي تبديل كرديد.
|
|
فرستنده : |
موسي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• سلام و درود
با تقدير و تشكر از اقاي اعلمي عزيز كه ديروز با تشريف فرمايي خود در استاديوم ورزشي آزادي روحيه كليه بازيكنانرا چند برابر افزايش داد.
|
|
فرستنده : |
موسي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
|
|
|
• سلام دکتر عزیز . در کامن قبلی راجع به سوالم که آیا به ورزشگاه میایید ،جواب مثبت دادید ولی بنده شما را مشاهده نکردم، دیروز بد رفتاری شدیدی از ساعت 10 صبح با تماشاگران ما که عده قابل توجهی از قشر دانشجو بودند شد ، در مقابل ظرفیت خواستن ما،پاسخ را ماموران انتظامی با باتوم و لگد دادند وحتی ازنیروهایی با تجهیزات کاملا شورشی استفاهده شد (اقای اعلمی به علی قسم چنان میزدند که والله آدم گریه اش میگرفت) یکی از دوستانمان روبردندو پارچه نوشته هایمیان را به زور و کتک باز کردند(آنا دیلی مدرسه اولمالدی هر کسه ) و غیره را بردند ، در گفتگو با یکی از درجه داران نیروها به بنده گفتند والله ماهم نمیخوام ولی به ما میگین نذاریرد اونا همشون سیاسی و مخالف اسلامند ، یکیشون میگفت شما فقط صدا نکنید یه عده اطلاعاتی درونتون هستند که وظیفشون فقط انگ زدن هست
|
|
فرستنده : |
araz
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/27
|
|
پاسخ به شما : آقای آراز! می دانستم که حتی پس از حضور در جمع شما باز هم از غیبت من گلایه خواهید کرد!!
1-بنده تا کنون یکبار در استادیوم 100 هزار نفری برای دیدن مسابقات فوتبال حاضر شده ام آن هم دیروز بود، که به اتفاق سه تن دیگر از خویشاوندانم و تنها به این دلیل که به دوستانی نظیر شما قول داده بودم، این مسابقه را از نزدیک مشاهده کردم.
حتی در بازی تراکتورسازی و استقلال در استادیوم 70 هزار نفری تبریز نیز حضور داشتم اما بجز ده دوازده نفر دیگران متوجه حضور بنده در این استادیوم نشدند و این امری طبیعی است. اگر در بازی تراکتورسازی و شیرین فراز کرمانشاه، حاضران در استادیوم متوجه حضور بنده شدند تنها به این دلیل بود که نام مرا نیز مانند سایر مسئولان از طریق بلندگوی استادیوم اعلام کردند والّا در آنجا هم کسی متوجه آمدن من نمی شد.
2- با وجود اینکه طبق مقررات موجود تنها ده درصد گنجایش استادیوم به هواداران تیم میهمان اختصاص می یابد، با این وصف دست اندرکاران استادیوم آزادی کمال انعطاف را بنفع هواداران تیم تراکتورسازی از خود نشان داده و اجازه داده بودند که نیمی از ظرفیت استادیوم در اختیار هواداران این تیم قرار بگیرد.
3-از ساعت 3 تا ده دقیقه به پایان بازی بنده در استادیوم حضور داشتم و بجز کرکری هائی که طرفداران دو تیم برای هم می خواندند و البته در مواردی ناشایست هم بود، برخورد نامناسبی مشاهده نشد.
تنها برای کبوتری متاسف و متاثر شدم که به رنگ قرمز رنگ آمیزی شده و توسط هواداران تراکتورسازی به پرواز درآمد و متاسفانه توسط فردی که در سمت طرفداران استقلال نشسته بود گرفتار آمده و به هلاکت رسید و پیکر بی جانش به حاشیه زمین بازی پرتاب شد!
|
|
|
• سلام آقاي اعلمي
دقيقا با نوشته هاي شما موافقم
پيروز و پايدار باشيد..
|
|
فرستنده : |
رامين
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• جناب آقاي بايقوتلو
ضمن سپاس از مديريت محترم سايت به خاطر جواب به اظهار نظر شما در مورد پرفسور لطفی عسگرزاده، لازم ميدانم اعلام كنم بنده نيز يك آذربايجاني اصيل هستم و حداقل 8 نسل قبلي خود را ميشناسم كه در تبريز ساكن بودهاند. اينكه چه كسي كجا به دنيا آمده و كجا بزرگ شده فكر نميكنم خيلي اهميتي داشته باشد. تعلق به نژاد و قوم و ... نه كسي را برتر ميكند و نه از منزلتش ميكاهد.
بنده با خانمي وصلت كردهام كه فارس زبان هستند و در تهران ساكن هستم، ولي به واسطه تبيين و تبليغ غيرمتعصبانه زبانم توانستهام علاقه زيادي نسبت به زبان و فرهنگ تركي در ايشان ايجاد كنم. و تنها پسرم (16 ماهه) زبانهاي تركي و پارسي را در كنار هم ياد ميگيرد و هر دو را به يك اندازه متوجه ميشود.
به نظرم ارائه تصويري سازشكار، متعالي، بافرهنگ و .......... از ملت ترك زبان ايران و دنيا بهتر از طرفداري متعصبانه از فرهنگ و زبان و قوم است اگر هدف ما ادامه زندگي در كنار ايرانيان ديگر است و اگر قصد بر جداييطلبي است كه آيا بهتر نيست نگاهي به مردم اروپا بيندازيم كه (با وجود اختلافهاي اساسي) به دنبال كاهش فاصلهها و اتحاد بيشتر هستند تا جدايي!
تاكيد بر اصالت و حقوق قوميتها و زبانها نيازي به تحركات جانبدارانه ندارد.
آري بنده خود را يك ايراني آذري ميدانم ولي اين نه يك مزيت است نه مضرت تنها يك حقيقت است!
|
|
فرستنده : |
محمدتقي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• جناب آقاي دكتر اعلمي
سلام
با توجه به طولاني بودن اظهار نظر قبلي بنده و در نتيجه انتشار ناقص آن خلاصه نظرم را دوباره به شرح زير بيان ميكنم:
1- هيچ كس در اين گيتي مطلق نيست و جاي انتقاد از همه از جمله تمامي اصلاحطلبان باقي است.
2- هيچ كسي نبايد خود را مطيع و رهروي نظري يك رهبر خاص قرار دهد. ولي در عمل براي ايجاد اتحاد و براي رسيدن به اهداف اصلي و بزرگ ميتوان از برخي انتقادها نيز صرفنظر كرد (تاكيد ميكنم فقط در عمل نه در اظهار نظر).
3-با وجود اينكه در انتقاد نبايد لكنت زبان داشت ولي بايد به هنگام و منصفانه نيز باشد. فكر ميكنم واقع بينانه اينست كه نبايد به خود اين حق را قائل باشيم كه "همه" حقوق خود را به هر نحو و همه جا و هر ادبياتي بيان كنيم.
4- كسي كه خود را اصلاحطلب بنامند بايد اصلاح امور خويش را نيز در نظر داشته باشد و الزاما بايد انتقادپذير نيز باشد. اين را بعنوان يك گام به جلو از آنها قبول كنيم. والا اگر كسي نميتواند خود را اصلاح كند اصلاحطلب خواندنش طنزي بيش نيست. و اگر متوجه اعمالش نيست بايد مشفقانه متذكر شد.
5- صرف انتشار نظر براي آگاهي ديگران كافي است و تاكيد بر اينكه نويسنده براي آگاهي خواننده نسبت به .... دست به انتشار نظراتش ميزند يا ناظر بر حق مطلق دانستن نظرات خود است يا .... دانستن خواننده كه هيچ كدام درست نيست.
6- در نوشته ديگري، جنابعالي از گوشمالي داماد امام جماعت مسجدتان (در رژيم گذشته) سخني گفته بوديد كه اين رفتار را زيبنده جنابعالي و يادآوري آنرا اصلا جايز نميدانم .
7- اصلا قصد انگ زدن نداشتم و در صورت جسارت از محضرتان پوزش ميخواهم.
با سپاس و عرض ارادت مجدد با وجود انتقاد!
|
|
فرستنده : |
محمدتقي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
پاسخ به شما : سلام، لطفا حتی المقدور پیام های خود را بدون نقطه چین ارسال بفرمائید زیرا وقتی که نقطه چین می نمائید ممکن است برای سایرین سوء تفاهم ایجاد شود(بند 5).
ضمن تشکر از نقطه نظرات شما، بند 6 مربوط به خاطرات قبل از انقلاب و دوران نوجوانی راقم است، بنابراین اگر این رفتار از دید شما زیبنده آنروز بنده(حدود 36 سال قبل)هم نبوده است، برخلاف بسیاری از سیاستمداران هیچ اصراری بر پنهان کردن گذشته و معصوم و پاستوریزه جلوه دادن خود ندارم.هرچند که با توجه به شرایط پیش آمده در آنروز و موقعیت شخص موصوف هنوز هم آن عمل را قابل دفاع می دانم!ضمنا هیچیک از ما معصوم نیستیم و در مسیر رشد باید انتقاد پذیر باشیم.
|
|
|
• با درودبه هموطن عزیز "علی"،
گرچه استفاده از بلاگ آقای اعلمی را برای پاسخ به شما درست نمی دانم اما ضمن پوزش از ایشان تنها همین یکبار مرتکب این خطا خواهم شد. نخست اینکه علم اتیمولوژی بر سلیقه اشخاص استوار نیست لذا چنانچه منکر عرائض اینجانب در خصوص ریشه شناسی واژه یوغ استید لازم است بر مدعای خود گواهی (در قالب نشانی مرجع) ارائه دهید. گواه من از جمله واژه نامه های معین ، دهخدا، فرهنگ ریشه شناسی آکسقورد (The Oxford Dictioary of English Etymology) و دودن(Duden, Etymologie ) است. در خصوص کاربرد این واژه نیز به این دو بیت از مولوی توجه کنید: گاو، گر یوغی نگیرد، میزنند... هیچ گاوی كاو نپَرد، شد نژند ؟// آفتاب و مه چو دو گاو سیاه... یوغ بر گردن ببیندشان اله. در پایان بیتی تقدیم می کنم که به طور عجیبی (گویی تنها برای پاسخ به شما سروده شده) دقیقا تفاوت یوغ و افسار را آشکار می کند: تو را گردن در بسته به یوغ...وگرنه نروی راست با سپار. راستی، آیا می دانستید که واژه جفت با یوغ همریشه است؟
|
|
فرستنده : |
یک ایرانی از آلمان
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• با سلام فکر نمیکم این گفته شما در مورد اقای احمدی نژاد درست باشد "وگمان می کند که دیدگاه هایش در مورد مسائل گوناگون، درستترین و نزدیکترین به حقیقت است."
برداشت من اینست که فکر میکند هر کلمه ی ایشان عین حقیقت است نه نزدیک بان!
|
|
فرستنده : |
بی نام
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• با سلام من به عنوان یک شهروند ایران کاملا به حرفهای جناب اقای اعلمی که از زحمت کشان واقعی ایران عزیز میباشد ایمان دارم و هر موقع ایشان از بنده کاری بخواهند که برای پیشبرد اهداف گرانمایه ایشان و به صلاح مردم عزیزمان باشد من با کمال میل قبول میکنم و به ایشان لبیک میگویم با تقدیم احترام محمد محرومی از هشترود ... شماره من است
|
|
فرستنده : |
محمد محرومی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• در جواب آقای محمد تقی. نمی دانم چه چیزی باعث می شود که شما پرفسور لطفی عسگرزاده را یک ایرانی خطاب کنید؟
آیا زاده آخر فامیلیشان؟
(ما ایرانیا عادت کردیم که تو دنیا دنبال این باشیم که کدوم یک از دانشمندها را می توانیم به ایران ربط بدیم بعد به به و چه چه بزنیم که فلان دانشمند ایرانیه! واقعا که)
"پرفسور لطفی زاده در سال 1921 در شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. مادرش پزشک(اهل روسیه) و پدرش یک روزنامه نگار از اهالی آذربایجان ایران(اردبیل) بود. در سن 10 سالگی، همزمان با حکومت دیکتاتوری استالین در اتحاد شوروی سابق، همراه خانواده اش مجبور به مراجعت به ایران شد و در شهر تهران ساکن گردید. لطفی زاده تحصیلات ابتدایی را در تهران ادامه داد و دوره متوسطه را در کالج البرز (دبیرستان البرز فعلی) به پایان رسانید و در کنکور ورودی دانشگاه تهران شرکت و رتبه دوم را احراز نمود. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی برق در سال 1942، به آمریکا مسافرت کرد و دوره فوق لیسانس مهندسی برق را در انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (MIT) واقع در شهر بوستون طی نمود. آنگاه وارد دانشگاه کلمبیا در نیویورک شد و در سال 1949 با درجه دکتری از این دانشگاه فارغ التحصیل گردید.
پروفسور لطفی زاده دارای بيست و پنج دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمی را به تنهايی در کارنامه علمی خود دارد و در هيأت تحريريه پنجاه مجله علمی دنيا مقام «مشاور» را داراست. وی یکی از پژوهشگرانی است که دارای بیشترین یادکرد (Highly-Cited) در مقالات علمی دنیا میباشد. با توجه به نقش منطق فازی در پیشرفتهای نظری و عملی علم، نام پروفسور زاده در کنار فیلسوفان تاریخ علم از جمله ارسطو (بنیانگذار منطق صفر و یک) و افلاطون ثبت شده است."
|
|
فرستنده : |
بایقوتلو
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
پاسخ به شما : "پدرش یک روزنامه نگار از اهالی آذربایجان ایران(اردبیل) بود. در سن 10 سالگی، همزمان با حکومت دیکتاتوری استالین در اتحاد شوروی سابق، همراه خانواده اش مجبور به مراجعت به ایران شد و در شهر تهران ساکن گردید."
آیا همین یک دلیل برای اثبات ایرانی و آذربایجانی بودنش کافی نیست؟
|
|
|
• لطفا لینک اشتراک در فیسبوک و تویتر و دیگر سایتهای اجتمأی را بگذارید. جناب اعلمی من در خارج از کشور هستم و با طیف وسیعی از دنشجوین ایرانی در اروپا و استرالیا و آمریکا در ارتباط هستم متاسفانه کسی را ندیدم که در مدت پس از اعلام نامزدی شما برای انتخابات ریاست جمهوری و بعد از آن از شخصیت گرنبهایی مثل شما مطلع باشد، متاسفانه تمام دوستان بسیار احساسی عمل میکنند و بسیار کورکورانه از موسوی حمایت میکنند. بنده شخصاً اعتقاد دارم که زیر گرفتن مردم و کشتارهای عاشورا توسط عوامل بیگانه صورت گرفته است جهت ایجاد خوراک تبلیغاتی و سوق دادن جنبش مردم به انقلاب با خشمگین کردن آنها، هرچند که هیچیک از این گفتهها نافی جنایتهای انجام شده توسط دولت احمدی نژاد نمیباشد. سلامت و سرزنده باشید، دوستدارتان علی از ایتالیا
|
|
فرستنده : |
Ali Az Italy
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
پاسخ به شما : علی آقا با تبلیغات گسترده حتی شب را هم می توان روز جلوه داد!
از اینرو مادامیکه پول و قدرت و ابزار فریب در اختیار و انحصار کلکسیون قدرت(اعم از اعضای دیروزی و امروزی) قرار دارد، شپ پره ها بازیگر میدان خواهند بود. البته در این میان نقش رسانه های خارجی همسو با این جریانات را هم نباید نادیده گرفت.
|
|
|
• با سلام . لطفا اگر می شود واضحتر در این مورد صحبت زده و چند مثال عینی در این رابطه بیاورید تا بیشتر آگاه شویم.
|
|
فرستنده : |
علی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• باسلام راجع به لغت یوگ.
بنظر اینجانب اصل ریشه یوغ نه هند و... بلکه تورکی(همانند بسیاری کلمات دارای غ و ق و گ)و هم اکنون بصورت(یوگن)یعنی افسار اسب استفاده میشود و در این جمله آقای اعلمی و ادبیات فارسی که به شکل آویختن بکار میرود درست میباشد که افسار را می اویزند.و افسار بردگی نیز خیلی با مفهوم تر است که افسار به دست کسی نباید سپرد افساری که که اویخته بر گردن است نه نهاده شده.
|
|
فرستنده : |
علی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• سلام. آقای اعلمی ضمن اینکه به نظرم شما هم مانند دیگران به هیچ وجه خالی از اشکال نیستید اما باید صادقانه بگویم که از باخداترین. باسوادترین.مدیرترین.مردمی ترین.صادق ترین.شجاع ترین.منصف ترین(قصدم توصیف شماست نه ثناگویی و چرب زبانی) و خلاصه بالیاقت ترین افراد میدان سیاست و مملکت داری و نمایندگی هستید.از شما سوالاتی داشتم: 1.منظور شما ب طور مشخص تر کدام اصلاح طلب ها هستند؟ 2.نظر کارشناسی شما در مورد این اشخاص که اکنون نماینده اندیا قبلا بوده اند در حوزه ی نمایندگی و سیاست به طور خلاصه و مفید چیست؟ آقایون:رساییِ.
!!.کواکبیان.تابش.عماد افروغ.علی مطهری.کوچک زاده!!.پزشکیان.محجوب.زاکانی.محسن آرمین.محمد خوش چهره.آقاتهرانی! با تشکر صمیمانه و معذرت خواهی از مزاحمت برای شما(منظورم از این سوال روشن تر شدن ذهن من و بسیاری دیگر نسبت به این افراد است) خواهشا جواب دهید
|
|
فرستنده : |
یوسف
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
پاسخ به شما : سلام، با تشکر از حسن ظن شما؛
مقصود، بیان مصداق ها نیست، بلکه نقد تفکراتی است که به روش های مذکور عمل می کنند. مهم این است که شما بجای شخصیت زدگی و پیروی کورکورانه از اشخاص و جریانات مختلف سیاسی، با یک خط کش و معیار راه خود را انتخاب و رفتار و گفتار افراد را هم برهمین اساس بسنجید. در این صورت پاسخ آخرین سوال خود را هم خواهید یافت.
|
|
|
• آقاي اعلمي درود برشما. شايد بنظرتان كلي گويي و ساد انديشانه باشد ابراز اين نظر بنده كه با تمامي صف بنديهاي موجود اعم از واضح ، مانند اصولگرايي و يا اصلاح طلبي و يا غير مستند، مانند كافر و شكاك و خائن ومجذوب ومطرودوتازه گيها-ساختارشكن! كه معمولا كسي به آن اعتراف نميكند- بنظر بنده فقط دو گروه مردم در اين مملكت هستند با شدت و ضعف متفاوت در عقايد ،حال از روي اعتقاد يا از راه ريا. براي يك گروه، اولويت اصلي ، نام ايران و اعتبار آن و افتخار و غرور و رفاه تمامي اقوام و مردمانش است و دسته دوم اولويت اولشان اين نيست و به هر روز به هر رنگي در ميايند. يك روز سرخ ويك روز سبزاند و شايد يكروز هم نفع در سياه شدنشان باشد.از ابتدا هم اختلاف بر سر همين يك كلمه است و بس . با نهايت احترام هميشگي به شما.
|
|
فرستنده : |
farhad
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• طنز :
اصلاح طلبان به برنامه "روبه فردا" نمی آیند
مدير شبكه سه سيما :حساسيت، محافظهكاري و ملاحظات سياسي و فرهنگي تعريف نكردهايم ولي بايد تصريح كنم كه برخي از چهرههاي سياسي به ويژه از جناح اصلاح طلب دعوت ما را براي حضور در برنامه رد كردهاند.
|
|
فرستنده : |
امیر
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/26
|
|
|
|
|
• با سلام به اقاي اعلمي و تشكر از مطالبتان .راستش عمري به ما ياد دادند كه شخص پرست و بت پرست باشيم زماني شاه سايه خداست يا الان اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست.و ديگر موارد.
|
|
فرستنده : |
شمس
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• با سلام وعرض ارادت؛
یکی از آروزهام این است که مناظره آقای اعلمی را در تلویزیون میلی ببینم،اگر صدا وسیما واقعا به عقل آمده فضا را باز کند،بسم الله از آقای اعلمی برای برنامه روبه فردا دعوت کند،آقای اعلمی!آیا به نظرتون صدا وسیما این کا ر را میکند؟
|
|
فرستنده : |
حمید
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما : سلام
بعد از پخش مستقیم مناظره اینجانب با الهام در شبکه دو(در دوره مجلس ششم)، باتهام عدم رعایت خطوط قرمز، از آن زمان ببعد دیگر فرصتی برای بیان دیدگاه هایم در صدا و سیما فراهم نشد!حال آنکه کشور بیش از هرچیزی به تحلیل و تفسیر پدیده ها از منظر دیدگاه های مستقل و فراجناحی نیاز دارد.
جالب اینجاست که علیرغم تمایل و اصرار زیاد رسانه های خارجی برای انجام مصاحبه با اینجانب،تاکنون (حتی در ایام انتخابات که به رسانه ها نیاز شدید داشتم)، از گفتگو با آنها خودداری کرده ام. در داخل کشورم هم حتی در ایام انتخابات ریاست جمهوری، برخلاف سایر کاندیداها کوچکترین سهمی در استفاده رسانه موسوم به ملی نداشته ام.
|
|
|
• با درود،
در بعضی از متون فارسی امروزی از جمله در همین مقاله عبارت " یوغ بندگی را به گردن آویختن" به کار رفته که یک خطای سمانتیک است. زیرا آنچه به گردن آویخته شود لاجرم آویزان است و فاقد قابلیت هدایت. یوغ اما باید دارای اتصالی صلب به گردن باشد، از اینرو آن را "به گردن می نهند." شاید یک اشاره کوتاه به اتیمولوژی جالب این واژه هم خالی از لطف نباشد: یوغ فارسی ریشه هندواروپایی دارد، بن پروتوهندواروپایی(proto-indo-european) این واژه به احتمال زیاد yugom است که در زبان لاتین به iugumتبدیل شده و در زبانهای اسپانیایی، فرانسوی، آلمانی و انگلیسی به ترتیب به اشکال: yoke, Joch, joug, yugo موجود است.
|
|
فرستنده : |
یک ایرانی از آلمان
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما : سلام
از توضیحات جالب و جامع شما متشکرم
|
|
|
• عصرایران ؛ جعفر محمدی* - رئیس کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری دولت - ایرنا - ضمن دفاع از رئیس جمهور ، علی مطهری را متهم کرد که مرتکب جرم "توهین" به رئیس جمهور شده و نتیجه گیری کرده است که حق رئیس جمهور برای شکایت از علی مطهری محفوظ است.
خبر ایرنا را بخوانید:
« رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی معتقد است که حق رئیسجمهور برای شکایت از علی مطهری که به وی توهین کرده محفوظ است، هرچند شاید بتوان به دلیل خانواده شهید بودن از این اشتباه مطهری گذشت.
علی شاهرخی در گفتوگو با ایرنا در خصوص ادعاهای اخیر علی مطهری مبنی بر معرفی احمدینژاد به عنوان یکی از سران فتنه اظهار داشت: من و تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی این برداشت را نداریم و بیانیه اخیر تعداد زیادی از نمایندگان در خصوص محاکمه سران اغتشاشگران بر این مسئله صحه میگذارد.
رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان این که نظرات شخصی افرادی مانند مطهری ذرهای از اهمیت و اعتبار برخوردار نیست، تأکید کرد: به طور قطع اگر این سخنان استمرار پیدا کند مجلس برخورد لازم را میکند و تصمیم مقتضی را خواهد گرفت. »
(به نظر من هم دکتر ماحمود یکی از بزرگترین سران فتنه است و باید پاسخگو باشد.)
|
|
فرستنده : |
بایقوتلو
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما :
|
|
|
• جناب آقاي دكتر اعلمي
سلام
بنده به سايت جنابعالي زياد مراجعه ميكنم و از گفتار و نوشتارتان زياد استفاده ميكنم. با اين وجود هيچ كسي را لايق رهبري فكري براي خود نميدانم تا قدرت تفكر خود را به فراموشي سپرده و خود را فقط در موضع رهروي فردي ديگر قرار دهم. اينكه در اين نوشتار اخير اعلام كردهايد كه برخي از دوستان اصلاحطلب نيز اشتراكاتي با آقاي احمدينژاد دارند قبول دارم ولي كيست كه خود را تماما از رفتارهايي كه من به عنوان احمدينژادي ميدانم دور بداند.
نمي دانم چقدر به نظريه منطق فازي Fuzzy logic كه مبدع آن نيز يك ايراني است آشنا هستيد. در اين نظريه جواب هيچ گزينهاي درست يا نادرست صرف نيست. يعني بجاي ديدن همه چيز بصورت باينري (صفر و يكي) گسترهاي از جوابها را بررسي ميكند كه كدام يك به جواب درست چقدر نزديك يا دور است. مثلا اگر دو دو تا 4 تاست بين جوابهاي 5 و 100000000000 تفاوت قائل نشدن خود بي خردي است.
اما از حساب كه بيرون بياييم هيچ كس در اين گيتي جز خداوند متعال نميتواند در مطلق بودن جوابش به سوالات روز افزون اصرار بورزد چرا كه پيامبر گرامي نيز براي تدبير در جنگها مشورت ميكرد كه نشانگر مطلق ندانستن خويش بوده است. (اين موضوع منافي معصوميت پيامبر و امامان نيست). با اين وجود اينكه بگوييم چه كسي حق مطلق و چه كسي طاغوت مطلق است بيراهاي بيش نيست و بايد قبول داشته باشيم كه هر كسي در هر جايگاهي اشتباهاتي دارد.
و اما آنچه مرا واداشت تا نظرم را اعلام دارم اين است كه فكر ميكنم ... كه شروع به نقد غير منصفانه ديگران كردهايد "انحصارطلبان موسوم به اصلاح طلب و ایادی آنها"، "تملق گوئی" و.... اين دسته از اصطلاحات چيزي نيست كه از افراد معقولي همچون شما انتظار داشته باشيم. احساس من اين است كه با وجود حق طلبي شما نميتوان احساسات و شوري كه در هنگام اداي سخنراني و ... شما را به اشتباه ميكشاند ناديده گرفت. آري خيلي از حرفهاي شما درست است ولي گاهي نوع گفتارتان اصلا درست ديده نميشود.
البته اين حس امروز وقتي در من تقويت شد كه خواندم زماني
|
|
فرستنده : |
محمدتقي
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما : سلام، با تشکر از نظر ارسالی، لطفا کوتاهتر بنویسید تا یادداشتتان اینچنین ابتر به دستمان نرسد.ضمنا اگر دو واژه "بعضی از" را از صدر عبارات مورد اشاره حذف نمی کردید، شاید در داوری خود تجدید نظر می کردید. آیا شما قبول ندارید که بعضی از افراد موسوم به اصلاح طلب انحصار طلب هستند و دیگران را براساس میزان تملق گوئی و تعریف و تمجیدی که از آنها و یا اشخاص مطلوب نظرشان صورت می گیرد، مرز بندی کرده و روابط خود را با آنها تعیین می کنند!؟ آیا شما قبول ندارید که اگر اصلاح طلب ترین فرد از آنها انتقاد نماید مورد بی مهری واقع و اگر بتوانند او را مرتد نسبت به اصلاح طلبی معرفی می کنند لیکن اگر فرد غیراصلاح طلبی تمجید آنان را بگوید در بوق وکرنایش می کنند!؟ و...
با این وصف اگر بدون انگ زدن ضعف نوشته های راقم را بیان نمائید به دیده منت از آنها استقبال خواهم کرد.
|
|
|
• می توانم موضع شما را در برابر کلیت جمهوری اسلامی بدانم
ارادتمند شما.
|
|
فرستنده : |
محمد علی جلیلی
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/25
|
|
پاسخ به شما : سلام،
اگر مواضع بنده (اعم از نطق ها و سخنرانی ها و یادداشت ها)را در این سایت مطالعه بفرمائید، پاسخ خود را دریافت خواهید کرد.
|
|
|
• سلام اقای اعلمی،وقت بخیر جناب.ضمن تشکر از مطالی مفیدتون ،سوالاتی داشتم از محضرتون.
1-مرحوم آیت الله منتظری که از اصرار کنندگان درج ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی بودند،آیا همین نحوه انتخاب و نظارت را ایشان قبول داشتند یا فرق هایی هم داشته است؟
2-آقای اعلمی به نظر شما بزرگترین دلیلی که محمد رضا شاه ایران را ترک کرد چه بود؟اصلا مردم ما برای چه دست به انقلاب زدند؟((همان وعده های موعود؟؟)) و ایا به هدفی که از انقلاب می خواستند رسیده اند؟
آیا درست است که تصاویر راهپیمایی ها علیه حکومت شاه به طور زنده از تلویزیون شاهنشاهی پخش می شد؟
2-با عرض پوزش از دیگر کاربران،و همان طور که می دانیم هدف سایت شما اطلاع رسانی و آزادی بیان در نظرات کاربران است،به نظرم کاربران سایت خیلی به مسائل قومیتی و ...اصرار می ورزند به طوری که کار به دشنام و دعوا و ... هم می رسد.آقای اعلمی.شما به همه ایرانی های آزاده تعلق دارید لطفا راهکاری برای این مورد بیندیشید تا رسالت واقعی این سایت به نحو بهتری انجام گیرد
|
|
فرستنده : |
تیرداد
|
تاریخ ارسال : |
1388/10/24
|
|
پاسخ به شما : سلام
1-آیت الله منتظری بعدها در دیدگاه های خود تجدید نظر کردند. مع الوصف ایشان از ابتدا به ضرورت نظارت به عملکرد ولی فقیه قائل بوده اند.
2-وقتی متوجه شد که اعتراضات غیرقابل کنترل بوده و بخش وسیعی از کشور را در برگرفته است ناگزیر به خروج از ایران شد. البته توصیه های مقامات خارجی هم در خروج وی موثر بوده است.ضمنا مردم انقلاب کردند تا اوضاع کشور را مطابق با میل و اراده خود دگرگون کنند.
3-حتما مواضع سایت را هم در زیر نظرات این دسته از کاربران همطالعه می نمائید. مطالبات قومی یک واقعیت است و مادامیکه به مطالبات قانونی و فطری ترتیب اثری داده نمی شود و یا به بدترین روش ها سرکوب می گردد، ممکن است که طرح این قبیل مطالبات هم از مرز اعتدال خارج شود. پاک کردن صورت مساله و یا سرکوب آن چاره کار نیست و باید فرصتی فراهم ساخت تا در چارچوب تمامیت ارضی و با رعایت وحدت ملی، خواسته های هویت طلبان مطرح و راهکار قانونی برای تامین آن در نظر گرفته شود. البته بنده با هرنوع اندیشه جدائی طلبانه بشدت مخالفم و آمیخته شدن مسائل مورد اشاره شما با دشنام و دعوا را به هیچ روی نمی پسندم و به همین سبب هم مشاهده می کنید که اینگونه پیام ها نقطه چین و یا بطور کلی حذف می شوند.
|
|
|
|